خدا و باران و هوای دونفره


میگن وقتی تهران یک هفته باران بباره یعنی خدا عاشق شده داره شعر میگه.
میگن هوای بارونی دونفره است.
این ها را یک نفره ها میگن. حتی یکی از دونفره ها نیامده توضیح بده تو هوای دونفره ملت چی کار میکنند.شاید اون بنده خدا ها حال خاصی ندارن. داریم حسرت الکی میخوریم.
والله با این نوناشون!

Advertisements

نتیجه اخلاقی فوتبال مداحی نظامی


اگر شیث  رضایی زن بود. الان اعلام میکردن به دلیل مشکلات اخلاقی و بدحجابی این اتفاق افتاده ضمن اینکه قبلا نخ داده بوده که میشه از این شوخی هام کرد..

اول نوشته بودم شیث  حسینی . بعد برام دوستان درستش را نوشتن. من فکر کردم فامیلیش که درسته پس املای شیث غلطه. می بینم نیست. خلاصه جند بار خوندم تا فرق رضایی وحسینی را فهمیدم. دوتا برادر تو فامیل هستند به نام رضا حسین که من همیشه اشتباه میگیرمشون.!! اخر سوتی ام

آدمیزاده دیگه


ساعت سه رفتم تو رختخواب و ساعت 5 رگبارگرفت دزدگیر ماشین صدا کرد.پریدم . دیگه نشد بخوابم. مانده ام با این همه سر صدا تو این ساختمان من چطوری بیهوش میشم صبح ها.ادمیزاده دیگه گاهی هم شاید بترسه. شاید حس تنهایی کنه. شاید خوابش نبره.

این بچه ها چه بر سر ادم میاورند.


یه هفته است که ته تغاری دندان درد داره. یه هفته است  یه هفته که نه از اون روزی که دندانش با آدامس ور آمد دارم اصرار میکنم بیا بریم دکتر. پدرش زنگ زد که این دختره دندانش درد میکنه چرا نبردیش دکتر.و ….. وغیره های پشتش!!مصداق خشونت بر علیه زنان!!

دیروز گفت فردا برام وقت بگیر امروز نه. امروز میگه دندان دردم خوب شد.  میگه مامان  نگی  به دکترچند سالمه ها بگو 16 ساله.!!

میگم  چرا؟

میگه اگر داد کشیدم خجالت نکشم. قیافه اش 16 سال که سهله  دوازده ساله نشون میده.!

واقعا هم  دندان دردش خوب شده بود. میگه  نمی خواد بریم دکتر.

خرکشون بردمش دکتر. دندان به عصب رسیده بود. دندان سه ریشه. نصفش را عصب کشی کرد. بقیه اش ماند پس فردا. رنگش سفید شده بود. لباش سفید از درد نه ها از ترس.  امدیم بیرون میگه دکتر جایزه نمیده!!! رو که نیست …قزوین رفتن پر روش کرده. دانشجوی باراجین قزوین است.

رفتیم نسخه شو بگیریم میگم خوب جایزه لاک میخوای بردار. میگه نه ! بریم پاساژ. راه نمی تونه بره قیلی ویلی میخوره.

مخ من را به باد داد . 50 تا مغازه رفت . شیره مالید سرم بلاخره یه پالتو گذاشت رو دستم. مبارکش باشه. اینم جایزه .

یه شلوار هم مجبورم کرد بخرم.   فروشنده سایز 44 شلوار داده نمیدونم چی فکر کرده بود.  سه بار مسافت توان فرسای اتاق پرو تا فروشنده را رفته شلوار را یه سایز کوچیک کنه.

دفعه اخر گفت ندارن. ! گفتم خوب نمی خوام. ادم شلوار اندازه میخره . بخرم صب کنم بزرگ شم بپوشم. ؟ نمی شه که !  بلاخره یه سایز 40 پیدا کرده اورده.

اما شلوارش خوش ترکیبه  دوستش دارم.

فردا جواب ام ار ای ته تغاری را میدن. امیدوارم داستان تازه ای نداشته باشه. امروز که خوب بود. راه رفتنش مشکل نداشت.مشکل دیگه ای هم نداشت.

نصف موهام که سر مریضیش چند سال پیش سفید شد. فک کنم از دوهفته پیش تا  وقتی دکتر جواب ام ار ای را ببینه بقیه موهام هم سفید شده.

 

پله های زندگی


بعضی از هم وطنان فکر میکنند؛ همه را باید به راه خودشون هدایت کنند.
اصلا برای خودشون رسالت در نظر میگیرند.
همین ها اگر یه کم باهاشون کل کل کنی کم میارین
این دوستان هنوز به مرحله شک ویقین نرسیده دعوی پیامبری دارند.

حضرت محمد اخرین پیامبر محسوب می شوند. خدا بعد ایشان هیچ رسولی نمیفرستد. یعنی اینکه انسان به درجه ای از تشخیص رسیده که راه خودش را پیدا میکند.

مصایب خیلی ترش وشیرین


یکی از فایده هایی که بنایی داشت این بود که تو کتابها کتاب یک عاشقانه ارام را دیدم. و مطمئن شدم مال نادر ابراهیمی است. سالها فکر میکردم مال اسماعیل فصیح است. و اصرار هم داشتم که اشتباه نمی کنم.!!
میگم حالا نکنه پشت جلد کتاب اسم نویسنده اش را اشتباه نوشتن. مال اسماعیل فصیح بوده
ادم کثیر الشک