هماصه ه نه دی


ماحصل هماصه نه دی نه جلد کتاب دایره المعارف فتنه شناسی است.
خدا رحم کرده حماسه 29 دی حماسه اتفاق نیافتاد. 29 جلد کتاب فتنه شناسی میخواستند بنویسن.

این حماسه را اینجوری می نویسن. حماسه اش با صاده. و ه دو چشمه. چون معنی تازه ای داره.

Advertisements

اینده نگر باشید.


پانصد هزار تومان دستمزد برای خواندن هفت رکت نماز مغرب واعشا در مسجد. از همین مسجد گدایی ها ها نه مثلا مسجد ارک شهر یا مسجد امام شهر. دستمزد هر اخوند است به غیر از در امد های دیگر. مثل محضر داری و وکالت و تدریس و خمس و زکات و غیره.
من اگر بچه دیگه ای داشتم بدون تردید میفرستادمش حوزه علمیه. به جای اینکه اینهمه برای دانشگاه این ور اب و اون ور اب و کلاس کنکور و غیره هزینه کنم. تازه این همه هم بچه را در بهترین سال های زندگیش تحت فشار نمیگذاشتم که رشته خوب قبول شه تهران قبول شه دانشگاه خوب قبول شه. حالا ارشیتکت و مهندس عمران نه اخوند. اون که پول بیشتری در میاره و کار کمتری انجام میده اینده اش هم معلومه مهمه.
هیچ هم لازم نبود که ریاضی مهندسی 2 و مکانیک خاک و سازه های بتنی را را پاس کنه. بعد هم بشینه تازه ماکت بسازه ………..
بزودی مدارس دولتی میرن زیر نظر حوزه بسیار هم خوب فکر عالی است. بچه ها ممکنه یک سری بلا ها سرشون بیاد اما اینده شون تامینه.
از من میشنوین بی خودی بچه ها تون را نذارین مدرسه غیر انتفاعی. تازه ما هم به خاطر اینکه بچه مون اون موقع دانشگاه قبول شه گذاشتیمش یک مدرسه دو نبش مذهبی. همون که از توش وکیل و وزیر در میاد. سه تا کوچه اونور مدرسه پارک میکردم که اولیا مدرسه نفهمند چادر و مقنعه سرم نمیکنم.
چه مصیبتها که کشیدیم خدا میداند.

افسوس های بی انتها


تلوزیون روشن است و نشان میدهد در دبی یک جشنوار فیلم جریان دارد. ستاره ها را از هالیوود حتی بالیووددعوت کردنده اند . فرش قرمز پهن شده. ملت با لباسهای دکولته و زیبا میایند و مصاحبه میکنند. عربها هم با دشاشه هاشون اون وسط . هنرپیشه های معروف در جشنواره پذیرایی میشوند. در کشور دبی پول خرج میکنند. مردم خوشحالند هیجان دارند.
متاسفانه به زبان عربی صحبت میکند و من فقط جسته گریخته مصاحبه ها را که عربی نیست متوجه میشوم.
یاد کشور خودمان میافتم. و جشنواره های فقیر فیلممان. ادم ها با وضو وارد میشوند. گوش تا گوش حجاب دارند.اول قران میخوانند. ملت انگار به مجلس ختم وارد شده باشند همه سنگین و رنگین. اگر دوتا سبد گل اضافه باشد و یا یکی حجابش شل تر وا مصیبتها و وا ویلا هاست که تیتر میشود.
برای هیچ کاری بوجه نداریم. حتی برای خرید دارو وتجهیز بیمارستانهایمان چه برسد برای تلف کردن در جشنواره های هنری و ساختن شادی برای مردم.
عربها مسلمانند و قرار است به بهشت بروند و مانیز قرار است این دنیا تعزیر بشویم پیغمبر بشویم پاک و مطهر وارد بهشت شده و از نعمتهای انجا یک روزی استفاده کنیم
حال انکه سر زمینمان مملو از نعمت است. دبی یک وجب هم خاک حاصلخیز ندارد. به جایش گردانندگان انجا سیاست  و روابط عمومی و مشاور های دانا دارند.
فکر میکنم فساد مثل طاعون مسری است. . به هر دری میزنند ما را از فساد معنوی دور نگهدارند. انقدر حس گناه بابت مسلمان بدونمان به ما القا میشود که مردم که زیر فشار ان همه مردم معمولی له شده اند. واما فساد مالی را مثل مثل طاعون به کشور های همسایه منتقل کرده ایم. کمتر کسی از داستان پولشویی و فساد مالی که در کشور ترکیه افشا شده بی خبر است. رسوایی ای که نام ایرانیان بلند مرتبه و تجار ایرانی هم در ان میدرخشد. اختلاس های نجومی کشور را به همسایه شمال غربی خود نیز انتقال داده ایم. مثل طاعون. طاعون بی اخلاقی سرزمین ما را بیمار کرده. حجاب هایمان که ملی باشد . ریش ها که به سر زانو ها برسد از دین داری. پیشانی های پینه بسته از جای مهر و تداوم سجود. ادم های همیشه با وضو. نما های خارجی این طاعون هستند.
اراده هایی که کارشنکنی میکنند در رابطه کشور مان با جهان زنده. اراده هایی که میل به ادامه تحریم ها منزوی شدن بیشتر کشور دارند همان همیشه وضو دار ها همان مردمان مومن اهل خدا که نفس کشیدن را هم تحت شرایطی حلا ل میدانند. همانها که دید خوبی به ازران شدن دلار ندارند انهایی که مردم را با عزا داری و غم سرگرم میکنند.
انهایی که مثل طاعون یک بیماری سیاه هستند که بر سرزمینمان سایه انداخته اند و از بالا تا پایین را به رشوه خواری و هدیه گرفتن وا داشته اند. انهایی که هر گز محاکمه نمیشوند. اگر بشوند در دادگاه شرکت نمی کنند و قوه قضاییه کشور را به سخره میگیرند . همان هایی که حکمی هم اگر بگیرند خنده دار است. کشور را به طاعون فساد مالی الوده کرده اند. درامد های کشور اگر دست به دست در وست اشنا نگردد و هزینه شود نه برای شادی و تندرستی مردم که برای زنده نگهداشتن اتش خشم و جنگ هزینه میشود.

اینجا  سر زمینی  است که فین  قتگاه امیر کبیر  هایش است.  و سر داری که میگوید هنر مندانی که از دست بیگانه جایزه میگیرند حقیرند.

دختر ها وفریاد


دختر ها فریاد نمیزنند دختر ها بلند نمی خندند . دختر ها نمیدوند . دختر ها به  ورزشگاه نمیروند. دختر ها…………
دختر ها ناموسند. واین ناموس ارتباط مستقیمی دارد با
آبرو
پوران درخشنده در فیلم دیگری یک سری خط قرمز را شعار وار و کلیشه ای به تصویر کشیده. بیشتر به صورت دیالوگ و صحبت البته تا تصویر
مبحث تجاوز به دختران خرد سال . و اثر ان در بقیه زندگی ..
ساختن این فیلم یک جور ساختار شکنی و رد کردن خط قرمز  است ولی به نظر میاد تیغ سانسور نباید ها و نباید ها نگذاشته که کارگردان سناریست و در نهایت بازیگر حق مطلب را ادا کند.
من اگر مذهبی بودم با دیدن این فیلم  باور کنید اعتقادم راسختر می شد که دختر ها از همان نوزادی باید محجبه باشند. بیرون نروند. تا در مقابل تجاوز مصون بمانند. و اگر یک مرد بی اخلاق بودم فکر میکردم میشود تجاوز کرد واب هم از اب تکان نخورد
وقتی به مردی به پسری تجاوز میشود کسی نمی پرسد که چه چیزی پوشیده بود.
موهای افشان زیر زیرکی به حجاب اشاره میکرد.
در کل در انتهای فیلم خیلی فهرست وار به نقش والدین مدرسه جامعه اشاره داشت  انچه به ان اشاره نشده بود این بود که متجاوز نه بر اثر تحریک که برای اثبات کردن خودش یا گرفتن انتقام یا هر معزل روانی دیگر اقدام به تجاوز میکند.
پلیس های فیلم طبق معمول قهرمان. خبری از مشاور و روانکاو در فیلم نبود. و به جای ان وکیل متهمه نقش همه را بر عهده داشت. بدون هیچ زیرکی یا عشق خاصی. هر چند بعد عمیقا درگیر پرونده شد. که باز هم به خاطر معزل همیشگی زنان در واقعیت بعید به نظر میاید. در فیلم اشاره نشده بود هرچی کودکان را با خطر هایی که با ان روبه رو هستند اگاه کنیم انها را مصون تر و امن تر نگاه داشته ایم. این باز شدن چشم و گوش به نفع کودک است.
دادگاه ها با صندلی های سینمایی. پر تجمل و زرق وبرق و چندین قاضی دادستان مشاور دور از حقیقت بود.
حقیقی ترین قسمت فیلم پایان ان بود انجا که همیشه زنی که مورد تجاوز قرار گرفته محکوم و متهم و مقصر است.
و مهمتر از ان این اولین فیلمی بود که در جمهوری اسلامی به معزل تجاوز اشاره میرد. باشد که اخری نباشد.

زنان و تحقیر


بار ها و بار ها در مورد اینکه زنهای ایرانی زیاد ارایش میکنند و به ظاهرشان خیلی اهمییت میدهند واین از اهمییت باطنی انها میکاهد مطلب خوانده ایم.
چند سال پیش شاید زنی با تحصیلات عالیه مثلا پزشک دندان پزشک لزومی به خود ارایی بیش از حد نمیدید. از انجا که سال به سال در فرهنگ و جامعه ما ارزش زن بیشتر به ظاهر بر میگردد تا به موقعیت اجتماعی تمام زنان خواه ناخواه ارزش های خود را مطابق خواسته روز برسی میکنند.
روز به روز بیشتر مد میشود که زنها مالکیت داشته باشند .مثل اشیا. تاریخ مصرف داشته باشند مثل لبنیات. روز به روز بار فشاری که در جامعه زنان ان را تحمل میکنند بیشتر میشود. و در نتیجه بار فشاری که به مردها میاورند برای تهیه ابزار چشم هم چشمی بیشتر میشود. سلیقه مرد ها که تفاوت کرده. دیگر هیکل کسی کمتر از انجلینا جولی و قیافه کسی کمتر از ( هرچی فکر کردم یادم نیامد ماشالله هنر پیشه ها وخواننده ها همه شون به مدد گریم ولباس از ظاهر ریبا برخوردارند. کافی است ته چهره ای داشته باشند زیبا به خاطر نیاوردم که نام ببرم.) شما بخوانید مثلا هدیه تهرانی یا مهناز افشار را قبول ندارند.
و این از بدترین ظلم هایی است که زن میرود. اینکه بیرون خانه باید مستور محجبه زیبایی باشد که از بقیه در داف ها کم نیارد. و توی خانه همان ابجی زبیده که اشپزی و بچه داری و نظافتچی گری اش خوب باشد و خاله خانباجی های فامیل مات و مبهوت به تماشای مربای انجیری که با مهارت تمام پخته شده بمانند. از طرفی وضغ اقتصادی جامعه به زن اجازه خانه نشینی و درامد نداشتن را نمیدهد. تا یک زن نباشی تحمل این همه فشار و داشتن عزت نفس و اعتماد به نفس را درک نمیکنی.
یک روز خوب بیاد که زنها نه از روی ظاهر نه از روی جواهر نه از روی یخچال سایدبای ساید و تلوزیون فوق پیشرفته خانه شان سانتافه زیر پایشان که ملاک ازرش معنوی رفتار و منش و انسانیت ایشان باشد.
یک روز خوب بیاد که زنها برای خود و همجنسانشان تاریخ مصرف قرار ندهند.
یک روز خوب بیاد که از سریال های کره ای و ترکی بد ذاتی نیاموزند. یک روز خوب بیاد که حسادت خود را کنترل کنند و به جای ظاهر خوب داشتن خوش ذات باشند.

کرم فروشی . پرورش کرم. در جوار ادم های کرمکی پولکی


داستان از قرار است که یک شرکتی می امده و به مردم مثلا 100 گرم کرم میداده و میگفته مثال قیمتش 50 هزار  تومن است. وقتی وزنشان  به یک کیلو رسید از تون 500 هزار تومن کرم ها را میخریم.
مردم همیشه در صحنه میلیونی کرم خریده اند و در باغ ها وزیر زمین ها به پرورش کرم پرداخته اند وکرم پروار کرده اند و برده اند به شرکت فروشنده کرم که پول هایشان را بگیرند خوش و خرم. که شرکت اعلام کرده بوجه برای خریدن کرم پایان یافته. مردم مانده اند یک عالم کرم. البته دندشون نرم اینقدر ساده نباشند.
در همین پروژه چهار صد میلیارد تومن صاحبان شرکت به جیب زده اند.
کرم ها به درد کود درست کردن میخورده اینجور میگفتند یک مدل کرم های قرمز.
این رویای یک شبه ثروتمند شدن و کار بی زحمت و پول بی درد سر ملت را تا خرخره تو کرم فرو برده. همچین جایی زندگی میکنیم.
حالا قارچ بود یک جیزی لابد صادر میکردیم کرم اخه کرم.