دنیایی که عاشق بود


اینجوری که به وبلاگ همدیگر سر نمیزنیم. اینجوری شده که بی صدا فید خوان را باز میکنیم و رد میشیم.
اینجوری شده که داغ به دل بعضی ها میگذاریم. بلی میگذاریم.
اینجوری شده که باران میاد . به فکر فرو میریم. به داغ گذاشته شده فکر میکنیم. و سکوت میکنیم. داغ دل ادم ها را نباید تازه کرد. اینجوری شده که لحظات خوب را طی میکنیم. کاپ پر از چای را برمیداری از جلو شومینه به جلو پنجره کوچ میکنی و سیگارت را با یک منظره تازه از بارون روشن میکنی.
اینجوری شده که نصف شب بیدار میشی و با چشم های نیمه بسته سایه اش را میبینی و در ارامش دوباره به خواب میری.
اینجوری شده که با هرچی پشت سر گذاشتی و هرچی بوده و گذشته باز ارام میگیری. مثل حس ادمی میمونه که یک طوفان را پشت سر گذاشته و از دریا برگشته واز سفت بودن زیر پاش و حس ماسه های مرطوب ساحلی احساس ارامش میکنه. چنین حالی دارم.

Advertisements

گویا بر ان پایانی نیست » کودکان کار»


سر چهار راه دخترک سرش را تو ماشین میاورد و میگوید به من پنج تومنی بده عمو جان . سه تا دو تومنی را نمیگیرد. پنج تومانی را که میگیرد دبه میکند یک دو تومانی هم میخواهد. حدود یازده سال دارد جلو ماشین ها میرقصد.
کودکان خیابانی را مردم شهر نمیتوانند سر و سامان بدهند. یک سیستم برای جمع اوری ونگهداریشان لازم است.
جایی که سر وسامان بگیرند از دست باند های خرید و فروش در امان باشند. اینده هیج کودکی در دیار ما روشن نیست.
و تیرگی سراسر اینده  کودکان  کار را پر کرده.
تمام شهر پر شده از تابلو هایی که کمک به متکدیان را نهی میکند.
و برای کمک به خیریه تبلیغ میکند. خیریه هایی که هیچ کس به انها اعتماد ندارد.
بحث دزدی رانت خواری  در این مرز و بوم مردم را بی اعتماد کرده که انهایی که در راه ترمیم  مشکل های اجتماعی ایثار گرانه فعالیت میکنند نیز زیر سوال میروند.
تورم و گرانی فقری را بوجود اورده که خانواده ها کودکانشان را به مافیای تکدی گری میفروشند.
رویای شهر نشینی روستاییان اواره شهر ها کرده . نه تنها از تولیدات ملی کم شده بلکه اثار شوم مهاجرت روستاییان به شهر را به وضوح میتوان دید. روستاییانی که فرزند زیاد میاوردند تا کمک دستشان باشد برای کار کشاورزی اینک مشکل معیشت امانشان را بریده به شهر هجوم میاورند و فرزند فروشی میکنند. کودکانی که از همان ابتدا الوده مواد مخدر میشوند . در گزارشی خواندم امار رشد ایدز در کودکان کار دو درصد است. در حالی که بین بقیه افراد جامعه دو دهم درصد است.
و هیچ کاری هیچ کاری از دست ما ساخته نیست مگر اینکه با پول سیاهی وجدان خود را اسوده کنیم و شب را راحت بخوابیم.
ای کاش زودتر وقت ان شود که به جای صرف هزینه برای راه انداختن گشت های طاق و جفت به جای صرف هزینه برای پروژه های پر درد سر هسته ای و فضایی . فکری به حال مشکلات ریشه ای جامعه بکنیم بلی امریکا هم کارتن خواب دارد.  اما هیچ کودکی کارتن خواب نیست. کودکان توسط دولت حمایت میشوند. به جایی امار کارتن خواب های دنیا را با روغن داغ به خورد مردم بدهیم تا به خوشبختی خود شکر کنند و قانع باشند. قدمی برداریم و برای کودکان وطنمان امکانات حمایتی خصوصی و دولتی فراهم کنیم. دستی بالا بزنیم و کاری بکنیم.
به روستا ها امکانات شهری بدهیم. کشاورزی نابود شده را احیا کنیم مردم را از بحش واسطه گری به بخش تولید هدایت کنیم و همه اینها مستلزم برنامه ریزی است.

در انتهای 100 روز


اصلا جو گیر نشدم تمام مدت مصاحبه ریس جمهور نشستم نقاشی کردم و مطالب هنری خواندم. اصلا تلوزیون را هم روشن نکردم.

در عین حال نیم نگاهی هم داشتم به نت هایی که طرفداران احمدی نژاد در پلاس میزنند. معلوم بود جواب های منطقی وقانع کننده ای به خبر نگاران داده.  دوستان ریس جمهور سابق  جوش اورده بودند

فیلتر چی وب سایت نذری یاب را فیلتر کرد.


http://www.gooya.com/external/taghato.net/article/3850
وب سایت نذری یاب. لینک بالا
یک روز خوب یعنی روزی که هیئت های عزاداری به تکنولوژی اینتر نت مجهز بشن تا ملت همیشه در صف قیمه وقتشون تلف نشه زود سوار بنز ها و پورشه هاشون بشن برن تو صف.
از مسئولان سایت تقاضا داریم علاوه بر ادرس محل پخش نذری کیفیت نذری را هم طبقه بندی کرده در سایت بگذارند. مثلا کدوم هیئت چلو کباب بختیاری با گوشت تازه میده و سر اشپزش کیه خوب کباب از اب درمیاره یا نه . هان تعدا کالری ها را اعلام کنند. با احتساب زمان ایستادن در نوبت.

اندر حکایات همسر داری نقشی


تبلت نامبرده رو به موت در حال کما ساعات اخریه زندگانی را میگذراند.
در استانه در می ایستد و میگوید. مقبوله داره میمیره برو …..نت را حنا ببنید. یعنی باسنت را. ( البته ر را نمیتواند درست تلفظ کند. یک ثدایی بین ی و ر مثل اینکه یخ رو زبانت باشه اونجوری شنیده میشه)
ناگفته نماند نام مقبوله را من برای تبلت ایشان گذاشتم. ام موقع که اوج سریال از بوسه تا عشق بود.