سفارت انگلیس


باغ سفارت انگلیس که تو قلهک از هر طرف بپیچی به یک ضلعش بر خورد میکنی امروز تسخیرشد. هیچی. یک ماشین کرم قدیمی هم انجا بود که با افتخار به اتش کشیده شد.
تمام سالهای تحصیل دبیرستان از جلوی اون باغ رد میشدم. باغی با دیوار های ممتد و حوصله سر بر. بدترین قسمت راه بود خدایش. گاهی در باغ باز بود و این ماشینه پیدا بود . گاهی توی باغ بود و گاهی جلوی در فرعی باغ که عقب نشینی داشت ویک در اهنی فک کنم یک کوچه در دار و ماشین توی کوچه پارک بود. اون وقتها لابد مدل بالا بود. باید اون دیوار طویل را روزها ببینی و از کنارش رد شی تا متوجه شی دیدن ان ماشین چه تنوع و تفریحی بود. از اون دست خیابان نمیشد بری چون سینما بود وقهوه خانه ومحل اجتماع کارگران. دسته کم انگشتی چیزی نصیبت میشد به غیر از انواع تیکه که عادی بود دیگه.
.من هیچ وقت نفهمیدم چرا بعضی از اتوبوسهای تجریش فقط تا ایستگاه در دوم میامد و حتما نصیب من هم همان اتوبوس میشد که وقتی راننده داد میزد اخرشه تازه متوجه قضیه می شدم ودست از پا درازتر بقیه راه را که سه چهار ایستگاه بود پیاده میامدم. و دیوار سفارت را متر میکردم.
بعد ها دیوار کسالت بار سفارت همچنان نشانی بود از رسیدن به خانه. اونجا که میرسیدم یعنی دیگه به مقصد رسیدم. اون وقتها ترافیک این همه نبود. واقعا دوسه دقیقه تا دوراهی قلهک بیشتر طول نمیکشید. بگذریم که حالا ترافیک همان قسمت به اندازه تهران تا قم زمان میبرد.
سوال پشت دیوار های سفارت به ان ورودی ختم نمیشد. یک ضلع سفارت که قبرستان جنگ و کلیسا بود از توی خیابان دولت پیدا بود. من فکر میکردم اگر این واقعا قبرستانه چرا وسط خانه های شهره اینها که دور وبرشن نمیترسن. بعد به این نتیجه رسیدم که مرده های جنگ مرده نیستند و نظریه ام اینجوری کامل شد که مرده های مسیحی مرده های اصلی وخطرناک نیستن.خوف ندارن. گاهی در قبرستان باز بود وساختمان جذاب کلیسا با فرشته های بالدار و مجسمه های فراوان از لای در پیدا بود. بعد سواد پیدا کردم و توانستم لوح سر در را بخونم. تا ریخ حنگ جهانی بود.
خیلی سال گذشت تا یک ضلع دیگر سفارت را کشف کردم فهمیدم این همه درخت که از پاییز و زمستان وبهارشان لذت میبردم مال سفارت است. وقتی پسرم را میبردم مدرسه. فهمیدم پشت سفارت به ته خیابان دستور می رسد. اونم یک بنده خدایی داشت ادرس میداد که خیابت دستور رو به روی دیوار سفارته و من فکرم رفته بود سمت سینما فرهنگ.نه ان خیابان سرازیری که پیاده با پطرس می امدیم تا به اصلی برسیم و جلو پست خانه صدرماشین بگیریم.
امروز دلم برای ان باغ میسوزد. قسمتی از تاریخ ایران از زمان قاجار تا حالا و شاید بیشتر زندگی من است. می ترسم از برجهایی که دیر یا زود توی ان باغ وسیع سبز شوند. هدف اشغال و پس گیری باغ سفارت انگلیس میترسم برج سازی و کار اقتصادی باشد که بعید هم نیست.
جدا از شری که این عمل برای ملت ایران به پا میکند ومجبور هستند ملت تاوان این حماقت را با گوشت و پوست بدهند. دلم برای تاریخ باغ و خاطرات زندگی که درا ن جریان داشته ودست نخورده مانده بوده میسوزد.

هم میهنان عزیز توجه فرمایید.


رهبری تغییر کرد!!
تسخیر کنندگان لانه جاسوسی انگلیس عکسهای فرمانده سپاه قدس را در دست داشتند. قاسم سلیمانی.
پرچم انگلیس پایی کشیده شد. پرچم افتخار افرین جمهوری اسلامی ایران بالا رفت. اسناد جاسوسی جمع اوری شد. و فرمانده سپاه قول داد باغ قلهک را در اسرع وقت به برجهای اسمان خراش جهت اسکان بسیجیان غیور تبدیل خواهد کرد.
زنده باد ایران
زنده باد برج
زنده باد زمین بزرگ برای ساختمان برج در قلهک.
زنده باد کار اقتصادی.
هم میهنان عزیز توجه فرمایید

فوری فوری


زود لباساتونو بپوشین انگلیس را تسخیر کردیم. داریم میریم وال استریت. اتوبوس دم در.
شما برین من با اتوبوس بعدی میام.
مصداق هر دم از این باغ بری میرسد حکایت ماست. ریختن تو سفارت انگلیس با کوکتل مولوتوف. ! یعنی از خداشون نیرو های خارجی حمله کنند. زمینه را برای استقرار بیشتر وضعیت نظامی وحکومت سپاه مهیا کنند.

کلاس نقاشی برای خانم ها


از اول دی هنر جو نقاشی قبول میکنم. یک شنبه و پنجشنبه ده تا دوازده ونیم.
دو نفر دیگه جا دارم. کلاس شمال تهران بر گزار میشه. ترجیح میدم که مبتدی باشند. اگر قبلا کار کرده باشند تست طراحی میگیرم برام طراحی مهمه.
مبانی رنگ و مبانی فرم طراحی سریع از برنامه کلاس هاست.
به ایمیل
naghsii@ gmail.com
شماره تلفن میل کنید . از 28 اذر ماه برای ثبت نام تماس میگریم.
****
نزدیک سه ساله شاگرد جدید نداشتم. این کلاسها را به شکرانه نعمت سلامتی دخترک که حدود ده روز دیگه وقت جراحی اش است برگزار میکنم. وگرنه قصد تدریس دوباره نداشتم. و تضمین می کنم که یک ساله نقاش بشین. روی خلاقیت و اصول نقاشی تاکید دارم.
سن برای شروع مهم نیست اما ترجیحا بزرگسال میگیرم نقاشی به کودکان را دوره اش را ندیدم.

روی تدریس به سالمندان تسلط خوبی دارم.

 

 

این محرم بود که قیمه را زنده نگهداشت


یک اس ام اس برام امده از یک حاج اقایی ! ازش برای ساخت طلای دست دوم میخرم. قضاوتش در مورد من از رفتارش پیدا بود. بعد یک روز یک حرفی زد منم موقعیت شناس به زبان خودش حرف زدم . دوتا ایه قران در جا براش خواندم و تفسیر کردم. به قیافه حجاب وا رفته ام نمیامد قران بلد بودن. هنری که باشی فک میکن که … خیلی فکر ها میکنن. با معیار های خودشون من که نمیتوانم افکار ملت را کنترل کنم. مهم نیست در باره هنری چی فکر میکنن درسته یا غلط. هرکسی روش خودش را داره.
هان اس ام اسه دا شت یادم میرفت داشته باشید سطح دغدغه و دلیل امرزش و مصون بودنشان از دست ابلیس.
روزیکه الفبای انالعبد نوشتیم
گفتیم که ما نوکر اقای بهشتیم
یک پیراهن مشکی ویک بیرق روضه
بانی شد و ما بنده ابلیس نگشتیم.
التماس دعا
داشته باشید پیرهن مشکیه را اول محرم می پوشن اخر صفر میاندازن سبد رخت چرکها برای شستشو. خدا رخم کرده محرم زمستونه امسال.


انچه این سی سال به عنوان روش زندکی در دانشگاه برزگ صدا وسیما  تدریس شده  نتیجه ای که در بر داشته

یک :از پاشیدگی روز افزون خانواده ها و پدید امدن قشری اسیب پذیر به نام زنان مطلقه است.

دو :پدید امدن قشری که مورد بدترین  ازار روانی و اجتماعی  قرار میگیرند.

سه: مرز بندی بین زن مرد و جدا کردن و دشمن کردن این دو جنس باهم.

عادی کردن مبحث خیانت به نام ازدواج مجدد و عادی جلوه دادن خیانت به بهانه اجازه  دینی چند همسری مردان.

صدا وسیما معلم بدی است که غیر از فساد نمی اموزد. مبحث ادم دزدی و کلاه برداری  دودوزه بازی اموزش تصویری روش های دزدی و دروغگویی   خشونت.؛ انکار به شکل روزمره در این رسانه تدریس میشود. زیر سوال بردن ایمان مردم و به سخره گرفتن شعور بینندگان  که جای خود دارد. وجالبترین قسمت این معضل به نام رسانه جمعی منتصب بودن این رسانه به اسلام است.  بدیهی ترین  تاثیر ان  هم این است که  والدین روابط عاطفی خود با همسرشان  از فرزندان مخفی نگاه میدارند. اما اختلافات خود را اشکار میکنند.

هر ادم بالای پانزده سالی از این هتر ها و هنر های دیگر صدا وسیما اگاه است . انچه باعث تاسف است سرایت این بیماری به سینمای ایران است.

روابطی که از زن مرد در سینمای ایران به تصویر کشیده میشود ادامه همان روش صدا وسیماست.

به جای انکه به مردم  درس مهر ورزدین و دوست داشتن همسر و علاقه داشتن به روابط خانوادگی آموخته شود . راه تفرقه به عنوان راه درست معرفی میشود.

اینجاست که باید گفت خدا پدر اون قاچاقچی فیلم های مستهجن را بیامرزد که در این آشفته بازار فیلم های خارجی وارد خانه ها میکند تا جوانان با  روابط   عاطفی زن ومرد اشنا شوند.