نحسی سیزده


به دنبال استقبال مردم از خرافه ای به نام سیزده بدر از این پس جای روز طبیعت با روز جمهوری اسلامی در تقویم عوض میشود.

یک نحسی هم بود که یک سالی اون دور دورا خرمون گرفت ول نکرد.

Advertisements

خوشبختی و تجارت اکترونیکی


بعد از هفت هزار سال زجر انسانها

 

راز خوشبختی بشر را کشف کردم!
من نه !!

این تبلیغیه که کنار صفحه ظاهر شده. یعنی میخواستم بگم یک همیچین نوابغی داریم ما قدر نمیدونیم.
استاد تیتر نوشتن برای اگهی . گفتن هرچی دروغ را بزرگتر بگی راحت تر باور میکنند. این مصداق بارزش است.
فروشگاه های اینترنتی وخرید اینتر نتی در کشور ما هنوز جا نیفتاده. در حالی در کشور های غربی متداول است.  ویکی از بهترین بازار ها برای ارائه و عرضه  کالا های مورد نیاز مردم است .

این مهم به دلیل باسواد وباهوش بودن غربی ها نیست. بلکه به دلیل زیرکی بسیار شرقی هاست که از این پدیده نسبتا نو میخواهند  استفاده های جادویی ببرند وکلاه برداری های بزرگ بکنند.
ایرانی ها کمتر به فروشگاه های اینترنتی اعتماد میکنند. زیرا به تجربه دریافته اند انچه که فروشنده روی نت تبلیغ میکند و روی بسته بندی وعکس ان مینویسند با کالای ارائه شده تفاوت دارد.
خرید فروش اینتر نتی میتواند یکی از راه های حذف واسطه ها و به تعادل رساندن قیمت ها وکنترل تورم باشد.  ایران یکی از بهترین بازار های منطقه برای عرضه کالاست و از این رو بسیار ارزشمند است . اما ارزش ان را فعلا فقط تجار چینی  درک میکنند.
تورم را در کشور ما واسطه ها دامن میزنند.
دلالی شغلیست که از تولید بیشتر طرفدار دارد. سود اوری بیشتری هم دارد و مشکلات تولید وسرمایه یک تولید کننده را هم نیاز ندارد.
خرید فروش اینتر نتی میتواند مثل شرکت تعاونی ها عمل کند. واین باب تجارت جدید در کشور ما تبدیل شده به کانالی برای تجارت کالا های غیر مجاز که نوعا از رعایت استاندارد ملی و استاندارد جهانی معاف هستند.
عده ای هم طبق معمول از این اب گل الود وعدم نظارت قانونی سود میبرند و نیز موجب ان میشوند اعتماد مردم به این نوع معامله از بین برود. در نتیجه یکی از سود اور ترین و قابل استفاده ترین بازار های کشور بی استفاده باقی بماند.
از مهمترین مشکلات خرید اینترنتی میتوان به موارد زیر اشاره کرد .
عدم تناسب اگهی ها و معرفی اجناس با محصول ارائه شده واغراق امیز بودن بیش حد تیزر ها.
نامناسب بودن کیفیت کالا های ارائه شده .
نا مناسب بودن قیمت ها وعدم کنترل بر قیمت ها از طرف یک مرجع قانونی.
تجارت الکترونیکی میتواند راهی مناسب برای عرضه کالا های تولید داخل بدون واسطه به مصرف کنندگان باشد. تولید کنندگانی که واردات» از چین » کسادی بازار انها را موجب شده. باید سعی بیشتری در جلب اعتماد مردم به این بازار داشته باشند.

به هرحال نمی توانیم انکار کنیم که کیفیت کالا های تولید داخل به مراتب بهتر از محصولات چین وترکیه  است.
تولید کنندگان و فروشندگان داخلی نیز دیر یا زود به ضرورت وجود این بازار و رونق دادن به این روش تجارت و محسنات این بازار به بازار های سنتی اگاه خواهند شد.
وقت ان رسیده که به مصرف کننده و هوش دانایی ایرانی احترام بگذاریم و با ارائه محصولات مناسب با تبلیغات کیفیت خوب و قیمت مناسب به رونق بخشیدن این بازار کمک کنیم.

بدست اوردن یک بازار خوب شانس نمی خواهد کیفیت میخواهد و پشتکار. هیچ کس شانسی ثروتمند نمیشود حتی رانت خوار ها .

با توجه به  نوسانات قیمت دلار و تحریم های که به کشور اعمال میشود بهترین راه را مردم باید پیدا کنند. اسایش مردم دغدغه دولت مردان نیست.

 

سحر خیز باش تا کامراوا……… چی؟ باشی یا نباشی.


ساعت شش ونیم صبح بیدار شدم. اصلا صب زود بیدار شدن را دوست ندارم. رفتم نونوایی هم یکیشون فوت کرده بود بسته بود. یعنی اخرین باری که صبح نانوایی رفته بودم ده قرن پیش بود که امروز نگم اولین بارم بوده. بعدم به خبر فوت ثریا قاسمی برخوردم خلاصه روز صبح زود من اینجوری شروع شد. بعدم شدید گرسنه ام بود. نان پنیرچایی شیرین جیره ام سیرم نکرده هنوز دارم شیر قهوه میخورم.
بعد چهل روز رژیم عذایی وکم شدن مقدار متنابهی از اضافه وزن حدود 7 کیلو دیروز که رفته بودم پیش ویولت بهم گفت نازلی چاق شدی ها. یعنی ببینید من چی شده بودم.
من که به عمرم اضافه وزن نداشتم. تو این جو لاغر شدن عمومی فک کنم من یک جور شاهکار خلقتم که چاق شدم! اصلا معلوم نبود. خداییش. شاید به دلیل لباس زمستانی و شاید همه دلیل قدم نشان نمیداد که این همه وزن اضافه کرده باشم. یکی دیگه از دوستام قبل عید بهم گفت همون اواسط برنامه غذایی بود به این هیبت ندیده بودیمت . اما یک دوست دیگم گفت تو خیلی خوش شانسی که رژیم عذایی بهت جواب میده ولاغر میشی.
بیا همین الان جیره صبحانه ام را خوردم و هنوز سیر نیستم تازه عادت هم کردم. بعد قرار باشه از ساعت شیش صبح هم بیدار باشم و هی کالری هامو بشمرم که خل میشم. نمی شه که. فعلا عید را با موفقیت گذروندم یعنی فقط یک روز فک کنم بیشتر از حد مجاز رژیمیم کالری استفاده کردم. به هر حال فردا روز حساب کتابه میرم روترازو ببینم این هفته چی بر سر خودم اوردم.
سخته بادم هندی وشیرینی خشکی که دوست داری روی میزت چیده باشه بدونی هم دنیا دوروزه اخرش هم میری زیر خاک اما نخوری.
واقعا اون هایی که صبح زود بیدار میشن نمی فهمم چه انگیزه ای تو زندگیشون دارند. منظورم اون عده ای که صبح باید سر کار باشن و به زور بیدار میشن نیست ها. یک عده هم که بچه مدرسه میفرستند وای چه مصیبتی خدا را شکر تمام شد.
حالا که خوب نگاه میکنم خودم هم از ان دسته بودم که تا همین سه چهار سال پیش کله سحر بیدار میشدم. تازه کوه و پیاده روی هم میرفتم. اما الان نمیتونم درک کنم.

حاجی فیروز


دارم به این نتیجه میرسم که این باند هایی که کودکان کار را به حیابانها میفرستند تحت تاثیر قرار گرفتن دیگه بچه ها را معتاد نمیکنند. امروز چند تا پسر بچه حاجی فیروز شده بودند یکی از یکی خوشگلتر. و من هم طبق معمول تو کیفم پول نبود.

اعمال شاقه.


بلاخره امروز شد که بریم استخر. ارامشی که اب به من میده با هیچ چی قابل مقایسه نیست. جالب ترین قسمتش این بود که همه ادم هایی که استخر را اداره میکنند انگار بادشون کرده بودن. امان ازاین تعطیلات عید و بزم اجیل و شیرینی .
****
دیشب ته تغاری یک مهمانی اساسی دعوت داشت. قرار بود من موهاشو با بیگودی برقی درست کنم. کم مانده بود ول کنم برم . شده بود کار با اعمال شاقه.
این نسلی که ما تربیت کردیم ترکیب تضاد هاست. به خصوص هر چی تاریخ تولدشان به سال هفتاد نزدیک تر میشه.
نشسته بود تام وجری میدید که پیچیدن موهاشو شروع کردم. بعدش هم کلاه قرمزی داشت. که نمی خواست سرشو از تلوزیون برگردونه.
یعنی تا کی قراره برنامه کودک تلوزیون بهترین برنامه اش باشه و تا کی قراره این نسل احساس برزگسال بودن نکنند. دیگه حیلی به کودک درونشان دارن رو میدن کودک درونشون شورشو دراورده.

آب مایه حیات


اولش فکر میکردم دارم خودمو لوس میکنم. یا تنبلی میکنم وقتی هر روز دستشویی رسوب میبست و زرد میشد. مشکل از من است و نه از آب.
به هر حال اون مشکل را یک جوری حلش کردم.
خیلی وقته ماهی نمی خرم یعنی ماهی ها وقتی میمیرن توی تنگ حالم بد میشه. به فال بد میگیرم. و نمی توانم از خودم این فال بد را جدا کنم. تقریبا از سالی که تنها زندگی میکنم و مجبور میشدم ماهی مرده را خودم از روی اب بگیرم ماهی نخریدم نزدیک ده سال یا بیشتر. به جای ماهی یک کاسه اب سرهفت سین میگذارم که توش برگ سبز ونارنج میاندازم طرح ژنریک ماهی!!
امسال امروز رفتم سراغ هفت سین برای اب دادن سنبل و سبزه. دیدم ظرف طرح ژنریک ماهی رسوب بسته!! یعنی 6 روز اب توی کاسه بوده و دورش رسوب بسته بود. اساسی ها به شکلی کع با سیم پاک شد.
اب تهران همیشه معروف بود. زیاد شدن جمعیت و کم ابی منجر به زدن چاه هایی برای رفع کمبود اب شد. و ما به فاصله دویست متری تسویه خانه و سیصد متری چاه اب منزل داریم. پیدا شدن سنگهای ریز ودرشت توی شیر ها را به حساب تمیز نکردنشان میگذاشتم. اما امروز به این نتیجه رسیدم هرچند زیر تسویه خانه منزل داشتن در مواقعی که نوبتی اب قطع میشد به نفعمان بود و قطعی اب ساعاتش کمتر بود. اما حالا که بارندگی بد نبوده و سطح ابها بالا امده داریم فاضلاب نوش جان میکنیم. حالا فاضلاب خالص نه یک کم صاف و صوف شده.
محل ما پر از قنات است چون به کوه پایه نزدیک است و دلیل سبزی محل هم استفاده از همین قنات ها برای ابیاری فضای سبز محل است. از معضلاتش این است که سالی دوبار برای لایروبی قنات اسفالت ها را میکنند با سر وصدای فراوان و قنات را لایبروبی می کنند دوباره اسفالت میکنند. !!
البته نه اینکه خودشان بیان مثل بچه ادم این کار ها را بکنند نه قنات مسدود میشه سر ریز میکنه تو زیر زمین خانه ها و پارکینگها عین اب انبار اب جمع میشه. ناچار شهرداری دست به کار میشه.