رویا فروش


در کتاب صد سال تنهایی کولی مردی است که به ان دهکده دور افتاده میاید و رویا میفروشد. و میرود تا یک سال بعد بیاید و باز رویایی تازه به مردمانی دور افتاده هدیه کند.
نویسنده می داند ادم بی رویا میمیرد. ادمی که رویا هایش را از دست میدهد افسرده میشود.
وباز خیلی از ما از کشتن رویا های دیگران لذت میبریم. شاید از وقتی که زامبی شدیم و به پول فکر میکنیم دیگر رویایی نداریم. و دیگران را نیز بی رویا میخواهیم.
مثلا رویای سوار شدن به یک کشتی. رویای دیدن یک جای قشنگ رویای رفتن به مصر . رویای دیدن ونیز.

برزخ قضاوت.


اسمش خاله پری بود. من خاله صداش میکردم. در واقع دوست خاله ام بود.پدرش قاضی بود.
تصادف کرد و پاهش از کار افتاد و چند ماه بعد بیماری قند بینایش را هم گرفت. اون روزها خاله پری خیلی برای پدرش گریه میکرد.
مادر بزرگم میگفت قاضی بودن کار سختی است. به هر حال اگر یک جایی حق نا حق بشه.
بلاخره که خدا جای حق نشسته.
جمله ها را حفظ کرده ام مثل هر چیز دیگری که میشنیدم و حفظ میکردم معنیش را نمی فهمیدم. الان بعد سالها معنی حرف مادر بزرگم را درک میکنم.
نمیخواهم یاد اوری کنم که قضاوت تنها کار خداست و هیچ کس حق پیش داوری و قضاوت را برای کسی ندارد حال انکه ما مرتب در حال قضاوتیم. پیش داوری میکنیم. عجله میکنیم دهانمان را باز میکنیم یا باز نمیکنیم و دردش را میکشیم.
ماجرای ریحانه را دنبال میکردم. دختری که مردی را کشته که میخواسته به او تعرض کند. از قضا مرد پزشک بوده و از کارمندان یک وزارتخانه مهم.
این بار از طرف دیگر ماجرا را دنبال کردم خبر هایی که از هفت سال پیش جسته وگریخته در باره این پرونده در اخبار درج شده.
دلم نخواست جای قاضی پرونده باشم. دلم نمیخواهد جای هیچ قاضی باشم. پیدا کردن حقیقت کار مشکلی است. هرکس روایتی دارد. هر عمل توجیهی دارد. از میان اینهمه روایت پیدا کردن واقعیت مشکل است.
اصلا منظورم این نیست که ریحانه مقصر بوده یا مستحق اعدام است. از نظر من نیست.
کل ماجرای قضاوت کردن موردنظرم است.

دنیا برابر نیست.


زن ها شاهکار خلقت
یک اثر هنری
استوره مهربانی و فدا کاری و
…خیلی تعریفهای طاق وجفت دیگه به خصوص در این جور ایام از زن ارائه داده میشود.
روزهای زیادی در کشور های جهان با ربط به زنان نامگذاری شده اند. فراوانند از این دست. روز مادر روز زن روز کفش پاشنه بلند روز بی سوتین روز مبازره با خشونت بر علیه زنان
روز زن اسلامی
روز جهانی زن
روز زنهای ….
اما هرگز فکر کرده اید موجب این همه نامگذاری چیست و چرا مردان روز ندارند و چرا بابت نداشتن روز به سازمان ملل شکایت نمیکنند. این که بزرگترین بی لطفی به مردان است. در دنیای برابر.
دنیا برابر نیست.
امروز تا غروب به کامتان است ازش لذت ببرید. فردا روز از نو روزی از نو . روز زن مبارک

کشف یخ


هر وقت چیز جدیدی در خانه خریداری میشود مثلا یک مدل جدید موبایل یا تلوزیون و همه در صدد کشف کردن وباز کردن ان هستند من یاد کتاب صد صال تنهایی می افتم .
وقتی مرد کولی یخ را میاورد وائورلیانو وپدرش برای کشف یخ میروند.
وقتی تکرار ها را میبینم . عاداتی که عوض نمیشوند سیاست هایی که با عوض شدن سیاست مدارن تغییر نمی کنند یاد صد سال تنهایی می افتم و نسل هایی که همه اسمشان ائورلیانو بود و با اندکی تغییر مثل هم زندگی میکردند.
نویسنده ای که دوستش داشتم امروز با زندگی وداع گفت.گابریل گارسیا مارکز
سرهنگ وخروس هایش دیگر داستانی ندارند در واقع دیگر واقعا کسی به سرهنگ نامه نمینویسد و دیگر کسی به یادمان نمیاورد که زندگی به سادگی گردی از کهنگی را تجربه میکند. گردی که دیگر حتی نمی بینیمش. مثل کتاب پاییز پدر سالار
یا پیگیری بدون فکر عادات مثل زنی که هر روز ساعت 6 میامد.

سالها قبل وقتی کتاب جزییات یک قتل از پیش تعیین شده را میخواندم و روزها مبهوت به داستانش و عاقبت داستان فکر میکردم باور نمیکردم یک روز نام این کتاب پیام یک سیاست مدار مطرود به ملت برساند. همه میدانند که چه قرار است بشود ولی کسی کاری نمیکند.
نویسنده ای جهان را ترک کرد که پیامش و نگاهش به زندگی نسل های بعدی را نیز متحیر میکند. گابریل گارسیا مارکز یادی است که تا انتهای تاریخ فراموش نمیشود.

این موقع سال…. و آن جادوی یاسمن.


این موقع سال که میشه خاطرات پر میکشند به سالهای خیلی دور…خیلی دور.
خاله ام وقتی دانشجو بود معلم دبستان بود. این موقع سال که میشد شاگرد هایش برایش دسته دسته یاسمن میاوردند. بوی یاسمن ها خانه را پر میکرد. یاسمن ها برای من جادوی بو وزیبایی بودند.  ان سالهای اطراف خانه پر از باغ بود. باغهایی که اپارتمان نشده بودند. قرار بود یک سال پاییز من هم به مدرسه بروم.اما یاسمن نداشتم برای معلمم ببرم.
بلاخره یک سال برای حیاط مادر بزرگم دوتا درخت یاسمن خریدیم. کاشتیم. ونشستیم به تماشای بزرگ شدنش و گل دادنش. ما هم در جادوی یاسمن سهیم شدیم.
خاله ام دانشگاه را تمام کرد. به دبیرستان منتقل شد.کسی دیگر برایش دسته دسته یاسمن نمیاورد.
خاله ام فوق العاده زیبا بود. سالی که درسش را تمام کرد سفر اورپا رفت. عکس های زیبایی گرفت . عکسهایی در ونیز با خیابانهای پر اب و قایق های زیبا. عکسهایی از پاریس با برج ایفل عکسهایی از میلان با میدان های پر پرنده. عکسهایی از رم با مجسمه هایی بی نظیر
عکسایی با لباس قرمز. عکسهایی پر رنگ و زیبا اما…..
ان پاییز بیمار شد. زمستان به بیماری گذشت. بهار امد. یاسمن ها گل دادند. خاله ام زندگی را برای زنده ها گذاشت. اولین بار که یاسمن را چیدیم برای او بود. روی خاکش گذاشتیم. خاکی که هنوز سنگ نداشت.
مادر بزرگش میگفت چشمش کردند. یک سال ……. یک شب بعد از باران …دیوار همسایه هوار شد روی درخت یاسمن. که هرگز پر وبال نگشوده بود. جادوی یاسمن ان سال تمام شد.

هرگز به بنفش روشن یاسی نگفتم. هیچوقت یاسمنی نکشیده. یاسمن ها را همیشه از روی شاخه در خیابانها بوییده ام.

این اولین ریحانه نیست اخرین هم نخواهد بود


بحث تجاوز بحث پیچیده ای است. هزار عامل مخفی درونی بیرونی حس انتقام گیری حس قدرت نمایی حس در ماندگی حس برتری جویی موجب میشود که مردی مرتکب تجاوز شود و در اخرین مرحله این پیچیدیگی ها حس شهوت قرار دارد و تحریک. که ایا داشته باشد ایا نداشته باشد
متجاوز سرخوردگی هایش را از جامعه بر روی بدن دیگری خالی میکند . ودیگری در بین این همه خشم حتما از خودش دفاع میکند. اگر در این دفاع متجاوز کشته شود. قربانی حکم اعدام میگیرد.
فردا ریحانه پای دار میرود. این اولین ریحانه نیست اخرین ریحانه هم نیست. وقت ان رسید که افکار جمعی برای تصحیح قوانین ناکافی و غیر انسانی فشاری به قانون گزار و مجریان قانون بیاورند واین کاستی را با انان گوشزد کنند.
وقت ان رسیده که زن تحت حمایت قانونی بیشتری قرار بگیرد. قانونگزار زن را نه بهچشم یک کالای در کاور پنهان شده برای رفع نیاز های جنسی وزایشی که به چشم یک انسان نگاه کند. درست که فکر کنیم به دلیل کاستی های قانونی و قضاوتی دختر قانون گزار و قاضی بیشتر در معرض این خشم ها قرار دارد. این اتفاق ممکن است برای هر زنی روی دهد. اقای قاضی اقای نماینده اگر این اتفاق برای خانواده شما همسر شما دختر شما ……
چه میکنید. زن قربانی را حمایت میکنید یا زن قاتل را بالای دار میبرید. در هر دو حال نگاه شما به ان زن تفاوت میکند. و به عنوان یک انسان حمایت نمیشود بلکه به چشم یک خاطی به او نگاه میشود. وقت ان رسیده که مجلس قوانین بیشتری را در باب حمایت از زنان نصویب کند.
این اتفاق برای هر کسی در جامعه ممکن است روی دهد