تحریم ها ی هوشمند


تحریم های هوشمند چشم همه مان را دانه به دانه در میارد. درسته تحریم دارویی نیست و سقوط ریال روی کار خانه های دارو سازی اثر گذاشته.
برای کنترل تیروییدم دارو میخورم. دارو که نه گچ. دوز قرص ها استاندارد نیست.
هر روز بی حال خسته عصبی عصبی عصبی انگار یکی هم دستش روی گلوم مرتب در حال فشار دادن.
امروز تو ایینه دیدم با توجه به استفاده مرتب دارو یک گردوی گنده با پوست سبز از اون درشتها روی گردنم داره دهن کجی میکنه.
رفتم داروی خارجی گرفتم. امید وارم ورمش فرو کش کنه.

Advertisements

سای بابا


می گن در سای بابا قدرتی بود که میخواست دستهاش را تکان میداد و ابر ها را جا به جا میکرد.
جا به جا کردن ابرها به درد ادم ها نمیخورد و بعید هم به نظر ما می رسد. عادت کردیم چیزی را که نمیدانیم انکار میکنیم. موضوع خواستن و توانستن است. توانستن در تلاش نیتست در قدرت خواستن است. ادمی بتواند برسد به جایی که اراده کند و انجام شود. قدرت همین است.
و مثل هر فضیلت دیگری تمرین میخواهد.
بگذریم. امروز احساس سای بابا بودن بهم دست داد. بعد از ظهر دلم ابر خواست و باد و باران . و نوشتم. افتابی هم بود. حتی از بیرون که میامدم خیلی هم گرم بود.
دوساعت بعدش ابر شد رعد برق شد و باران. اولین باران شهریور زد.
یک بار دیگر هم همین اتفاق افتاد . نشستم و اینقدر در باره برف نوشتم در یک دی ماه هزار سال پیش . که اسمان گرفت و برف بارید.
دنیا پر از معجزه های کوچکی است که چشم انسان از دیدنشان عاجز است.
این پروسه را نمیتوانم توضیح دهم. مثل وقتی که دلت اش رشته میخواد و همسایه در میزند واش رشته نذری میاورد. شم تو از عمل همسایه اگاه است یا خواسته تو همسایه را به اش پختن وا میدارد. اینجور چیز ها را معمولا اتفاق میدانیم. این معجزات کوچک خواستن است. معمولا توضیحی ندارد. چون کسی به پروسه عمل اگاهی ندارد یا به حساب اتفاق میگذاردش یا انکارش میکند.
جهان جایی است که هر انچه طلب کنی را به سمتت روانه میکند.
به چیز های خوب فکر کن چیز های خوب بخواه. و جهان را از خواسته هایت محروم نکن. غول چراغ جادو نشسته و ارزو های تو را بر اورده میکند.
به نذر اعتقاد ندارم چون از تریدید میاید. قرار است برای انجام شدن چیزی باج بدهی. یعنی مرددی در بودن یا نبودنش.
نذر سیستمی را القا میکند که به انسان میاموزد در قبال هر کاری که میکند پاداشی باید بگیرد.
روزه میگیرد که به بهشت می رود. نماز میخواند در قبالش امرزیده شود . میبخشد اگر دنیا به او ببخشد. این سیستم دنیا را کلا مثل یک کاسب کار میبیند. سود و زیان.
با دنیا باید جور دیگری بر خورد داشت. جوری که نمیدانم چگونه است.

ببخشید گاهی جفت پا می پرم وسط اعتقاداتون.

نذر


یک چیز عجیبی براتون بگم. من هر وقت برای هر کاری نذر کردم کار انجام نشد.
هیچ وقت دیگه برای مهمترین مسایل زندگیم نذر نمی کنم. مثلا پارسال که دخترک بیمار بود وعمل داشت من برای سلامتی اش دهنم به نذر باز نشد.
نمیدانم چرا امام ها برای من کار انجام نمیدهند شفیع نمیشوند ولی هر وقت از نیروی ادم ها برای دعا یا چیزی در همان حدود کمک خواستم خیلی زود مشکلم رفع شد.
دنیا برای من با حق حساب کار نمیکنه. این هم یک مدلشه. بی حق حساب کار میکنه.

بی قراری های اندک اندک


ای قربو ندون برم خوشگلا.
من یک چیزی مینویسم بر ندارین با دخل تصرف تو وبلاگتون بنویسین. من همچنان میخونمتون. :)) فکر میکنم ایده های بهتری و جدید تر و شاد تری ازمن باید داشته باشید.
حالا بگذریم.
امروز مجبور بودم برای رسیدن بسته دی اچ ال حاوی مدارکم خانه بمونم. فقط خوردم وکسل شدم و البته مدارک نیامد. فردا یک روز طولانی دیگر برای انتظار.
خیلی کار دارم خیلی و اینکه نمیتوانم از خانه برم بیرون خیلی بده. امید وارم زودتر برسه و من ازاد شم.
به مرحله جمع اوری اسباب اثاثیه رسیدم. فکر میکنم چی ببرم چی نبرم.
ویک عالمه هم کار دارم . ازجمله خرید یا ساخت حلقه!! ببین تو را خدا کارمون را این اداب و رسوم به کجا رسوند. پارسال این موقع یکی بهم میگفت میزدم تو سرش که عقلت پاره سنگ بر میداره خل شدی. اما زندگی است دیگر ادم از خودش خبر نداره.
حی عجیبیه . نه ناراحت کننده است و نه خوشحال کنند. یک جور انتظار است و راست و ریس کردن کارهاو

نسل زنان مظلوم و نسل زنان ظالم


یک سخن از حضرت علی روایت شده که میگوید حق گرفتنی است نه دادنی.  که استدلال میکند مظلوم به اندازه ظالم مقصر است.
حالا نمیدانم این وسط زور ظالم بیشتر باشد چه میشود. یا ظالم تحت حمایت قانون باشد چه باید کرد. اصلا نمیخوام پست سیاسی بنویسم.
یا اصلا باید نشست و فکر کرد انکه تحت حمایت قانون قرار میگیرد ایا ظالم نمیشود خود به خود؟
خوب این جناب ظالم …….در نسل ما مرد نام داشت و فعلا زن

زنهای مظلوم قبلی به گفته عمل کردند.
وقتی قانون و جامعه حمایت های بنیادی از زنها را فراموش کرد . وقتی حد اقلی که در قوانین حقوق بشر برای انسان در نظر گرفته شده.( غذا پوشاک و مسکن) در قوانین جامعه ما نادیده گرفته شد.
کم کم جای ظالم و مظلوم به مرور عوض شد. انجایی که حق طلاق و چند همسری ارثیه جزیی زن از شوهر. ارثیه کلی شوهر از زن. دو برابر بودن ارثیه پسران در مقابل دختران . شهادت دادن چند زن به جای یک مرد!!
انجا بود که زنهای مظلوم جامعه و خانواده هایشان به فکر افتادندن که دختر هایشان از طریقی دیگر حمایت کنند. مهریه های سکه ای نجومی  رایج شد.
واز انجا که همه چیز در یک جامعه نامتعادل به مرور بیمار میشود . خانواده هم بیمار شد و بی ارزش. امار طلاق بالا رفت و اصلا با تبلیغ در رسانه ملی بوسیله انواع سریال ها و فیلم ها مهریه شد یک محل در امد برای زنها.
همانطور که چند همسری در سریال ها تبلیغ میشد تا جایی که حاج اقای پیر دیر عاشق دختر جوانی شد و میل ازدواج و همراهی با او را کرد.
خیانت قانونی شد و نام شرع به خود گرفت و اخلاق شرعی ترویج یافت .
اخلاق شرعی که بوسیله انواع توضیح المسایل ها که در واقع در نقش مکمل کتاب اسمانی» که قرار بود اخرین کتاب اسمانی باشد » بودند تو ضیح داده می شد

به جای اخلاق مداری انسانی ترویج یافت.

این اخلاق شرعی کلاه های فراوان و اما اگر های  زیاد دارد . همانجا بود که کم کم
در جامعه دروغ و دزدی روتین شد.

کم فروشی و گران فروشی رونق گرفت به طوری که یک روز چشم باز کردیم و دیدم که ما در کشور مان همه اقوام را در کنار هم داریم. قوم لوط در کنار قوم عاد در کنار قوم ثمود با هم زندگی میکنیم اب هم از اب تکان نیمخورد. هیچ کس هم کسی را ندیده که تبدیل به نمک شده باشد.

____________

خواستم بگم ان نسل زنهای مظلوم هنوز هستند. در میان سالی هم هستند و هنوز هیچ قانونی از انها حمایت نمیکند. نه مهریه نجومی دارند نه بیمه باز نشستگی از خانه داری دارند .  نه حقوق دارند.

و هم چنان در میان قوم الظالمین  یاد شده گرفتارند. در جامعه ای که همه چهار چوبهای ان لرزان است.

تفاوت


پیش فرضی که ادم از یک مرد امریکایی با دینی دیگر دارد این است که مشکلی با رابطه بدون قرار داد نداشته باشد!! یعنی دوست باشد و مشکلی نداشته باشد.
من این پیش فرض را داشتم.
اما !!!
اصلا فرضم درست نبود. حالا که دم رفتن شده ایشون پذیرای رابطه دوستی نیستند. معتقد است به خاطر احترام به خانواده و روابط خانوادگی بدون مراسم نمیشه زیر یک سقف رفت .
ایشون رسما من را از مادرم!!! خواستگاری میکنند!! بعد مراسم انجام میشود. بعد خیلی رسمی و با احترام عازم منزل ایشون در ینگ دنیا میشویم.
به عنوان یک مجرد حرفه ای ضد مرد انگار خرمالوی کال خورده باشم دهنم به هم چسبیده.چفت شده. ابرو هام به سقف اتاق منگنه شده.
و این سوال برام یش امده که تنها مرد های مسلمان ایرانی موضوعات اخلاقی و احترام به خانواده
برایشان مهم نیست؟
_____________
هر وقت تایپ میکنم یاد یک چیزی میافتم

یک داستانی را یک اقایی که خیلی هم روشنفکر بود  داد ه بود بخوانم. ضمایر متصل فارسی را به شکل تازه ای نوشته بود. منفصل نوشته بود.

مثلا خانه امان یعنی خانه مان . وقتی تذکر دادم نوشت من اینجوری دوست دارم بنویسم . یعنی به دستور زبان فارسی خودمان هم دوست نداریم مکلف باشیم. چه رسد به اخلاق.!!
اصلا هم این پست بار فمینیستی ندارد بار انتقاد از لجام گسیختگی اخلاقی دارد که سی سال است با ان مبارزه شده وبرایش چهار چوب تعریف شده.
موقت دایم . تعدد زوجات .