جامعه پزشک،تاجران جان ادم ها


خیللی ها شاید میدونند که دختر من یک مشکل ژنتیک داره که بیماری خیلی نادری هس شنبه دخترم گوش درد گرفت صبرکردیم بلاخره رفتیم بیمارستان ایرانمهر دکتر متخصص گوش ببینه  دکتر گفت چیزی توی گوشش هست باید یره اتاق عمل اورژانسی احتمال پارگی پرده گوش هست ۶۰۰ هزارتومان برای شستشوی گوش و بعدهم هزینه های عمل رفتیم شنوایی سنجی ، شنوایی خوب بود . و مرکز شنوایی سنجی شماره یک دکتر دیگر را داد. رفتیم  پیش دکترر دوم ، گوش ررا نعاینه کرد و همانجا با پنس یک حلقه مثل پشت گوشواره از گوشش دراورد مسئله حل شد،! به همین سادگی ومن حدس میزنم فنر کار دکتر طب سوزنی است که برای کنترل اشتها تو گوشش سوزن میزنه قرار شد بره نشان بده بپرسه . به بیمار به شکل اسکناس های جیبتون نگاه نکنید لطفا ادم باشید وجدان پزشکی داشته باششید

زمستان


زمستانی سهمگین مثل زمستان های رمان های تراژدی

پلاسکو، کوله بر بهمن اکبر ترامپ

دنیا دیوانه


فکر میکنم قطعا دنیا رو به دیوانگی میرود افسارگسیخته

دنیای مجازی که قبلا هم دیوانه بود . وقتی تفاوت زندگی واقعی آدم ها با زندگیشون تو اینستا را میبئم حتی دیگر تعجب هم نمیکنم روزهای پرخبری گذشت که دست من به نوشتن کند شد  . ازتلخی ها دوزخ نمیخواهم بنویسم  دنیای دیوانه و مردم گر گرفته را دوست دارم ازذهنم دور کنم

وتصمیم دارم بیشتر بنویسم

يلدايي


فكرش را كه ميكنم ميبينم چند مدل چاقوو كاتر و پوست كن عميقا زندگيمون رامتحول كرد البته استعدادش را داشتيم في البداهه  نبود

تا همين چند سال پيش يلدا يك هندوانه بود و يك مشت اجيل ،فكرو ذكرمون اين بود كه هندوانه قرمز درمياد يا نه نوعا هم شيرين ولي صورتي بود حتي مادر بزرگم از قبل خربزه هم نگهداشته بود برا شب يلدا. و با همين شاد ميشديم  يك كم دور هم بودن يك كم بيشتر  بيدار ماندن

.اينها بود تا معيار هاي ما از محتوي تبديل شد به ظاهر!

چند مدل كاتر و پوست كن اين تبديل را ظاهر كرد

تو خيابان  مدل هاي مختلف هندوانه ها و ميوه هاي تزيين شده را ميبينيم يلدا. ا جشن ميگيرند با طرح گل رز يا مري ميد پري دريايي و بته جقه! 

ميوه هاي بسيار زيباي به سيخ كشيده شده  شادي را توي دل ادم به رقص وا ميدارند همه چي قشنگ فشنگ

هندوانه ها سرخ سرخ  نتيجه تب رنگ دادن پاي بوته ها

گراميداشت جشن هاي سنتي مان زيباست قدم بزرگي كه از عزا داري هاي روتين ما را به سمت جشن گرفتن ميبرد . چه عالي ولي حيف كه در اين حركت بزرگ ظاهر بيشتر از محتوي حرف دارد

واين ظاهر جشن را از داخل مردم به سمت طبقه خاص هول ميدهد  اين ذهن مردم را خراش ميدهد ذهن جوانان و كودكان را چند وقت ديگريلدايي كه ديزاينر نيامده باشد هندوانه اش  را تبديل به باب اسفنجي كند كامل نيست

كسي  يادش نميايد كه سنبل يلدا كرسي بوده و مجمعه مسي و انار دون شده و هندوانه صورتي، و اجيل شيرين

 شب يلدا قسمتي از تجمل را زنده ميكند همراه با ديزاين هاي رنگارنگ  پري دريايي ود و باب  اسفنجي وروبان ترمه و هزينه 

اين كاتر و چاقو و  در راستاي همان  اختلاس هاي بزرگ همان  پديده شانديز همان نگرش احمدي نژادي كه كمر همت به نابود كردن طبقه متوسط بسته بود عمل ميكند

توجه بيش از حد به ظاهر ماجرا در قلب جامعه ارايش هاي افراطي زنان هرجايي را تداعي ميكند. همه چيز براي فروش همه  دوست داشتن ها دروغين همه ظواهر براي ساعتي.

يلدا را هرچه ساده تر و گرمتر برگذار كنيم 

طمع توانگر كند زن را


روزگار عجيبي شده.  اشتباه پدرم اين بوده كه سال انقلاب از يك ادم نامناسب خانه خريده خدا رحمتش كنه نتيجه اينكه ديروز تازه ما يك سند كامل تقريبا دستمون را گرفت!! 

  1. اقا مجتمع ساخته برا هيچكس تا شيش سال پيش سند نزده روز مباداي سند زدن اقا بلاخره خدا خواست رسيد . اما پدرم فوت كرد . انحصار وراثت  حاضر شد كه زود سند بگيريم تا منصرف نشده برادرم مشمول بود . مشكل برادرم رفع شد رفتيم سند بگيريم يارو  سند مادر را گذاشته بود زنداني شب عيد ازاد كرده بود   زنداني برنگشته بود زندان فراري بود خلاصه اينكه يك پروسه سخت زنداني بعد ٥ سال پيدا شده بود يارو  سهم برادرم را به نام خودش سند گرفته بود ديروز رفتيم سند را بگيريم بريم به نام بزنيم به نام برادرم، عروسش شده بود كيا بيا گفت نميتوانيم سند را بديم .  ممكنه بدهي داشتين كه سند  نزده تا حالا!!رشما فكر كن خانه كلنگي شده ديگه! قتلش واجب بود اگر نكشتمش چون  فترتم قاتل نيست ژنش را ندارم ولي ممكنه پيدا كنم. بگو خانم وقتي باباي من اين خانه را از پدر شوهر شما خريد تو هنوز به دنيا نبودي كه حرصش را ميزني ياخته هات يكيش رو درخت  الو گرده گل بود يكيش تو پشگل گاو بقيه اش  تو هضم رابعه ببعي.حالا مال يكي ديگه را ميخواي بهش بدي انگار ازجونت  جدا ميكني تكه جگرت با اون چادر و مقنعه
  2. خدايا به بعضي ها قدرت و مكنت نده صلاحيت ندارند اگر  دور دستشون بيفته  حساب كتاب رحم مروت سرشون نميشه

خداي بنده نواز


رفته بوديم با مادرم بيرون ساعت٦ امامزاده تعطيل ميشديار وقال هاي  نوحه خون هفت تير كشمون ريخته بودن تو خيابان سوار ميني بوس بشن برن.   اينقدر هم كه يار وقال هاش معتمد و موجه هستندكه پليس چندين جا كاغذ زده اموال قبمتي را قبل از ورود به پليس تحويل دهيد يك سري هم گداي حرفه اي هستند   حتما در اين مراسم شركت دارند

خانمه از اون گدا حرفه اي ها بود در ارتباط مستقيم با خدا امد گفت كه از خدا خواستم بنده هاي خوبش را سر راهم قراربده شما سر راهم هستيد پس بنده خوب خدا هستين كمك كنيد به من!!! كفتم ما بنده خوب خدا نيستيم ! برويك سري بعض كرد ديد نه فايده نداره خنده من بند نمياد در نهايت يك سري اراجيف در مورد خدا. سرهم كرد كه قهرمان داستانش هم خودش بود

خلاصه اينكه خدا بيكار نشسته بود براش اون بالا مسير مشخص ميكرد

اين مومن مسلمانهاي كه دو ركعت نماز ميخوانند اينقدر از نظر خودشون پاك و منزه هستتدكه قادرن حرف هايي بزنن مرغ پخته تو قابلمه خنده اش بگيره! هيچي رفت سوار سرويس مجانيش شد بره مترو بره خانه شون هر ده روز يك سري ميني بوس اين طرفداري اقاي كريمي را اوردند و بردندتا چشم ما ددر اد خواهرمن اگر  خدا ميخواست برات پارتي بازي كنه بانوي اول حرمسراي همين كريمي بودي ب ام دبليو ماشين دم دستيت بود