جواني هاي كه نكرديم كجا ست؟


جواني وقت شيطاني و خوشگذراني و شادي براي نسل سوخته  به محروميت و محدوديت گذشت 

به ساعتهاي متوالي پاي كتابهاي صد من يك غاز درسي براي كنكور . به رقابت فشرده در ناعادلانه ترين مسابفه سرنوشت ساز زندگي

به محدوديت لباس به ترس از اماكن ، به پسر ها اين ور دختر ها ان ور. به برنامه كودك صدا سيما تنها برنامه سرگرم كننده تلوزيون . به جنگ به ترس به كوپن و جيره ومواجب . به سياست خود كفايي گندم و كشاورزي

به روزگار مزخرفي كه اسمش جواني بودو رسمش ….بگذريم

اين جواني نكرده الان اينجاست . در جواني بي افسار بچه هاي ما! در بچه هاي پر توقع خودخواه و سيري ناپذير و بي حد مرز.

در زنهاي ميان سال كلينك هاي زيبايي دنبال يك قطره جواني

در ترافيك افسار گسيخته  در مردم ناراحت ودر زبان ناسزا

جواني اي كه زير اوركت سبز و ريش پيراهن استين بلند افتاده روي شلوار پنهان شد همينجاست ، در همين نزديكي ميان اعداد و ارقام رانت و دزدي ميان همسران دوم  وسوم …ميان معشوقه هاي مدت دار رنگا رنگ . كنار پورشه هاي وارد شده ، تابوت اقازاده هاي ناكام هلاك شده بين اهن پاره هاي گران قيمت.

 جواني همينجاست بين قشردلال ميان سال هاي ايرو در هم رفته سختگير.سوار ماشين هاي شاسي بلند واسپورتكتار دست معشوقه هاي عمل كرده جوان شبيه پورن استارهاي ممالك مترقي

جواني را از كسي نميشه گرفت ،  جواني عاقبت بروز ميكند ، در جايي ديگر وبه شكلي دور از عرف ادميت.

نه روسري هاي مشكي جلو كشيده نه پيراهن هاي استين بلند روي شلوار افتاده ، نه نماز هاي جماعت ، نه مسابقه هاي قران خواني براي ما معصوميت ، عفت، تقوا، و درستكاري نياورد.

ان همه محدوديت تنها جواني يك نسل را به توان رساند ومسستر در جواني فرزندانشان كرد. ان همه تظاهر به تقوا ، ، تبديل شد به خيانت  ، حرمت بيت المال تبديل شد به تجملات مال من.

نتيجه هم اين شد كه زندگي تبديل شد به دست گرفتن گوشي ايفون و كم امدن خرجي خانه و شهريه دانشكاه، تبديل شد به بازنشسته مسافر كش و متوقع

تبديل شد به ماشين بي ام و جلو در خانه اجاره اي حاشيه شهر. تبديل شد به درك نكردن الويت ها ، شلوار هاي اديداس فيك كيف هاي شانل و مايكل كورس بيست هزارتوماني چيده شده در مغازه با قيمت دويست هزار  تومان. با مشتري هايي با ظاهر مثلا فاخر وفروشنده هاي بي اعتنا و مغرور تلخ با ابرو هاي برداشته ويا شكم شش پك 

تبديل شد به سايت ديوار ، رونق دسته دوم فروشي ها، تبديل شد به جمعه بازار نيلوفر و هجوم عده اي براي خريدن  عتيقه هايي كه برايشان اصالت  و پيشينه بياورد.  به تازه به دوران رسيده هايي كه روز به روز از راه ميرسند ورسمي نومياروند و انكار انتها هم ندارند. 

Advertisements