روزگار


روزگار عوض میشه ظریف با جان کری قدم میزند . ملک عبدالله در رقابت نزدیک با جنتی دارلفانی را وداع میگوید. تیتر میزنند . ملک عبدالله مرد. می گویند روزی یک وعده غذا بخورید. رحیمی گندش در میاد. پاکدست ترین دولت ایران ارقام اختلاس هایش قابل شمارش نیست. یک عده نگرانند تحریم ها برداشته شود چه برسر تجارتشان میاید.
سعودی برای ایران کارشکنی میکند. کوبانی ازاد میشود. کودکان کار در خیابانها سرگردانند.
و تو از دستت کاری بر نمیاید.
ادمی با این دو چشم کوچکش ماجرا های بزرگ میبیند. این ماجرا ها در چشمان ادمی جا نمیشوند. برای همین دختر های تابلو های من چشم هایی خیلی بزرگ دارند شاید که انچه شاهدش هستند را بتوانند در چشمانشان جای دهند.
واما روزگار میگذره و تو مثل عیسی صلیبت را روی دوشت حمل میکنی تا به بالای تپه های ناصریه برسی و انجا صلیبت را برپاکنی ووبر ان صلیب له میخ کشیده شوی جلوی افتاب منتظر بمانی تا …. شاید هم به معراج بروی

Advertisements