مسواک از هنر های دستم.


حالم خودم بد شد از بس تو وبلاگ چس ناله و اعتراض نوشتم.
یک چیزی بنویسم بخندین. مسلما خنده بر لبان شما شاد ترین ها را برای من فراهم میکند.
دوست سوئدی مامانم دوباره امده تهران با پسرش که برای پسرش زن ایرانی بگیره.
حالا بگذریم که از محضر برای عقد وقت گرفتند روز عقد جواب ازمایش اقا اعتیاد نشان داد.
فرداش هم میخواست بره خیلی هم عصبی بود برای اینکه شب دختره پیشش نمیخوابید.
خیر سرش مسلمان هم بود.
خانم و اقا به وسیله گوگل ترانسلیت با هم صحبت میکردند. خانم یک کلمه هم انگلیسی بلد نبود . ببینید چقدر سو تفاهم پیش میامد و این وسط چقدر کباب میشدیم.
به هرحال اقا وسایلش را جمع کرد  بره محضر که نشد. مسواکش را جا گذاشت. بعد پیغام داد مسواک من را بفرستین با وسایلم من هم تمام دستشویی توالت را شسته بودم و مسواک را دیدم انداختم تو سطل توالت. توجه داشته باشین سطل توالت نه حتی سطل خاکروبه اشپز خانه
بهش گفتیم مسواک نیست اصرار کرد که هست مامانم گفت که ولش کن برو از تو سطل در ار بهش بده.
دیروزتلوزیون یک برنامه ای داشت که نشان میداد وقتی در توالت را نمیبندی و سیفون میکشی چقدر باکتری از روده به دستشویی منتقل میشه . روی مسواکها چندین نوع باکتری مربوط به روده دیده شد. حال من بهم خورد و امروز رفتم مسواک نو خریدم برای اهل خانواده. بعد یاد مسواک اقا افتادم که از توسطل توالت در اوردم بهش دادم.
توجه داشته باشید که انها اصلا از شلنگ و اب استفاده نمیکردند . از دستمال استفاده میکردند و بهشون سفارش کرده بودیم که توی توالت دستمال نندازن.
یک جوکی هم بود مرده یک روز به خودش امد و از همسرش بابت بدخلقی هاش عذر خواهی کرد. گفت خوب عزیزم وقتی من با تو دعوا میکنم بعدش تو حتما گریه میکنی
زنه گفت نه مرد پزسید پس چی کار میکنی زن در کمال خونسردی جواب داد که توالت میشورم. دلم خنک میشه. مرد پرسید چطور امکان داره. زن گفت توالت را با مسواک تو میشورم.

Advertisements