فک کنم امشب اقا را خراب کردم.


اقاهه تو پیاده رو ایستاده بود با گوشی سین جین میشد.
جواب داد که کجام مگه صدای بوق های ماشین را تو خیابان نمیشنوی. میخواستم از رو پل رد شم هوا تاریک بود گربه هه ترسید و فرار کرد . من فکر کردم موشه جیغ کشیدم تو گوشی اقاهه. بعد به گربه گفتم بترکی خوب دیوانه اینطوری کردی ترسیدم فک کردم موشه.
بد شانس اقاهه. بی موقع گربه هه ترسو نقشی

Advertisements