روز سلام سینما.


محسن مخملباف را با فیلم سینما سینما به یاد دارم. فیلمی که وقتی توی سینما دیدم نفسم برید. حالم بد شد و فکر کرد تا کی توهین به ملت. اینجوری نقد کردم که مردک فشار هایی که در زندان اوین به زندانیان میاورده انتقال داده روی پرده سینما. مردک از خود راضی.

از سالن سینما که بیرون امدم عصبی بودم. بعد ها یاد گرفتم وقتی چیزی عصبانیت میکنه یعنی به حقایقی اشاره داره که میدانی هست اما نمیخوای باورشان کنی. اگر در حرفی داستانی فیلمی رگه هایی از حقیقت ازارت ندهد عصبانی نمیشوی. این حس انقدر در من قوی بود که من هنوز تنگی نفسم را موقع خروج از سینما به یاد دارم.
و امروز با دیدن عکس های روز سلام سینما دیدم ان روز ان مردک به کدام حقیقت اشاره کرده.همان که ازارم میدهد. همان که باعث شد به رویش نام مردک را بگذارم.
مردم ما در جنگ چالدران اینقدر مصمم نبودند که در روز سلام سینما مصمم به دیدن فیلم وتفریح کردن بودند.
مردم ما در صف غذای نذری اینقدر حریص نیستند.
تا حالا فکر میکردم عدم استقبال عمومی از سینما به خاطر اهمییت ندادن مردم به تفریح یا وقت نداشتن برای سینما رفتن و یا کیفیت نداشت فیلم های عرضه شده در سینما از نظر محتویی است. یا اهمیت ندادن مردم به فعالیت های فرهنگی.
اما عکس ها نشان داد که نه بحث وقت است نه اهمییت ندادن مردم به تفریح و سینما و نه سلیقه مردم توی دیدن فیلم. مشکل فقط و فقط قیمت بلیط بوده.

مشکل مردم قیمت بلیط بوده ایا؟
مردم نمیخواهند برای تفریحات فرهنگی هزینه کنند.یا اصلا مردم نمیخواهند برای تفریح هزینه کنند. این جور هزینه ها را پول حرام کردن میدانند. همین صنعت سینمای ما را روبه افول میبرد. مردم فقیر هند حد اقل هفته ای دوبار سینما میروند.
جامعه ای که برای اوقات فراقتش میل به هزینه ندارد جامعه غمگینی است.
متاسفانه باید اقرار کنم اقای مخملباف ان روز جامعه را خوب دیده بود. جوگیر و سطحی

Advertisements