همه ما بابک زنجانی هستیم.


یعنی شخص من اگر جرینگی پول نفت و پترو شیمی کشور میامد تو حسابم صاف صاف میرفتم میریختم به حساب دولت؟ بعد اون هم تو اون بلبشو  تحریم و خر و تو خر اون موقع . ؟خر که نبودم. همه ما به نوعی یک بابک زنجانی هستیم. تا اونجا که دستمون برسه کوتاهی نمی کنیم. یکی راننده تاکسیه یک بند در مورد گران شدن بی کیفیت شدن لوازم یدکی میگه انگار کار خانه اش مال بابای مسافره.
یکی شرکت خدمات پس از فروشه مثل همونی که چند روز پیش من نوشتم.
یکی دکتره با چند تا بیمارستان و کلینیک عکس برداری ازمایشگاه قرار داد داره پورسانت میگیره به هر دلیل هم بیمار را زیر عمل میبره یا سیتی اسکن برا سرماوردگی مینویسه
یکی  دستگاه لاغری و لیزر وارد کرده. به همه میخواد ثابت کنه که یک مشکلی دارند.
یکی کارشناس پوست است تو دارو خانه میخواد به زور با گذاشتن عیب روی شما مواد تاریخ گذشته را بفروشه.
یکی سوپر محله تو جمع کلک میزنه
یکی نذری میده به جای برنج اعلا برنج وارداتی مسموم استفاده میکنه.
یکی کار خانه داره ته بسته های چیپس و پفک چند تا دونه اشناتیون میگذاره پاکت خالی نفروشه ! یا رول های کاغذ توالت که کم کم فقط مقوای وسطش به بازار ارائه میشه.
یکی میوه فروشه میوه های مانده را داخل میوه های تازه میکنه و میفروشه.
یکی گل فروشه گل های کهنه اش را سبد میکنه میده برای مجالس
یکی نانوا است سنگک  که قیمت زده 600 تومن هفتصد تومن حساب میکنه.
یک عده هم هستند همه اینها را میبینند و صداشون در نمیاد   بابک جان و شهرام جون را تبه کار میبینند.

فرق بابک زنجانی با همه دله دزد های محترم اینه که ایشون روابط عمومی خوبی داشته. به کاهدون نزده.

Advertisements