پاییز باغ


باغی که سر کوچه ماست کلی مرغ و خروس دارد. اینقدر که قابل شمارش نیست. از انجا که بین شهرداری و مالکین باغ اختلاف است باغ دیوار ندارد و به راحتی میشود داخل باغ را دید. امروز یک کلاغ و یک خروس در باغ دعواشون شد. خروس کلاغ را زد. خروس ها لاری هستند .به نظر میرسد برای جنگ خروس ها پرورش داده میشوند. خلاصه اینکه خروس جنگی هستند.
با پاهی بلند. کلاغه سرش ورم کرده بود و کاملا هوشیاری خودش را از دست داده بود. وسط خیابان نشسته بود.
گیج گیج.
اما چیزی که جالب بود گیجی کلاغه نبود. شاید نزدیک 100 کلاغ روی درخت های باغ و درخت های خیابان جمع شده بودند و غار غار میکردند. وقتی یک اقایی امد که کلاغه را ببره و بهش رسیدگی کنه تا خوب شه. تمام کلاغ ها بالای سر ما پرواز کردند و صدا کردند. یاد فیلم کلاغ های هیچکاک افتادم. و اینکه چقدر کلاغ ها با هم هماهنگی دارند.
بالای سرم را که نگاه کردم صحنه ترسناکی بود. پرواز یک عالمه کلاغ و صدای غار غارشان.
لابد خروسه را نشان کرده اند که بعدا دسته جمعی حمله کنند بهش. اسمایلی نازل خیال پرداز

Advertisements