عاشورا


ما غرق شدگان فراموش شده.
اسمان میخندد دریا ارام است و همه ما در حادثه ای غرق شده ایم. هیچ ناجی ای نیامده. دست هایی که به یاری امده اند پس زده ایم. دنیا ارام است ما در جهالت خود خفه شده ایم.
خفه شده ایم چون دین مداح را جای دین خودمان پذیرفته ایم. خفه شده ایم چون خرافات را به جای حقایق باور داریم. و همه هم معتقدیم انسانهای روشنفکری هستیم. کتاب دین را باز کنیم و بخوانیم اسمش قران بود. حاوی یک سری داستانهای عبرت اموز تاریخی. یک سری قوانین برای زندگی انسانها کنار هم. یک سری مسایلی که در علم ان روزگار بعید می نمود. چیزی از محرم ننوشته. 800 کیلومتر انطرف تر مراسم دهه محرم انتهای کفر و بت پرستی و شرک به شمار میاید. تنها نوشته محرم ماه حرام است و جنگ کردن در ان ممنوع.
قران کتاب ادبیات است. کتابی که گفتگو وادبیات معجزه ان است. کتابی که باب جنگ را میبندد وباب گفتگو را باز میکند. کتاب که معجزه اورنده ان نه دوباره جان دادن مرده است و نه شکافتن دریا. معجزه اش شعر و ادبیات است به همین لطافت .
و ما غرق در تاریخی تحریف شده مخلوط با دین تا خرتناق غرق شده در تابو ها و خرافات هستیم.
زیرا هرگز به خود زحمت نداده ایم که قران را بخوانیم.  تاریخ واقعه عاشورا را همانگونه که بوده نخوانده ایم تنها شنیده ایم به روایت مداحان که به سیاست روز حرف عوض میکنند. اکر قرار باشد دین از سیاست جدا باشد اول باید در ذهنمان جدایش کنیم. ما اهل روایت های تاریخی هستیم نه تاریخ واقعی.
از ان روست که در دهه محرم هر کاری را بر خود حرام میدانیم از معقوله دیت و موسیقی باشد یاخوردن ونوشیدن وخندیدن. همه کار ها را هم انجام میدهیم اما با احساس گناه.
گاهی چشم هایمان را بشوریم و جور دیگری ببینیم.

Advertisements