یک دوست فیس بوکی قدیمی دارم که هر از گاهی یک اس ام اس بهم میده. از همون سند تو ال ها. دیشب یک اس ام اس داد تو همون مایه ها.
گوشی من دست اقای شوهر است. یعنی بدو ورود به ایران تبلت و گوشی و پاسپورت و غیره ایشان ضبط شده وعودت هم داده نشده. در نتیجه برای ورود به اینتر نت از گوشی من استفاده میکنند.
دیشب همون دوست یک اس ام اس میده. البته این مدت گویا هر چند شب یک بار همون حدود دوازده یک یک اس ام اس میفرستاده. که من میدیدم صبح ها.
دیشب اقا الکی حساس میشه و اس ام اس را جواب میده. و دوست ما هم نه میگذاره و نه بر میداره مینویسه که دوستت دارم دوست زیبای من. و دلم برات یک ذره شده میخوام بیام ببینمت!
کلا کنجکاوی کار خوبی نیست اعصاب ادم را به هم میریزه.
اقا هم حسابی سوال جواب میکنه و دوست ما را تخلیه اطلاعاتی میکنه با اون املای فارسی غلط غلوط ونیم بندش.
به من که گفت خندیدم. گفتم امکان نداره که فلانی همچین چیزی برای من نوشته باشه. گفت بیا بخون.
اس ام اس ها را خوندم گفتم افرین چطوری یک اصفهانی را تخلیه اطلاعاتی کردی. دست مریزاد باید بهت گفت اما چه اعصابی ازت خورد شده تا جواب ها امده.
گفت اره واقعا اعصابم خورد شد. در اخر هم خودش را معرفی کرده بوده و گفته بوده که خوشحال می شیم شما را ببینیم. البته تا 15 روز دیگه ایرانیم و همه با هم میریم.
مرد های متعلق به هر کشور و پیرو هر دینی باشند مرد هستند.کار هاشون هم شبیه به هم هست.
البته نزدیک بیست روزه که گوشی من دستش است و این اولین بار بود که همچین اتفاقی افتاد. نمیدانم چه منظوری داشت. چرا کنجکاو شده بود.
تازه اون اقا را ببین. هیچ وقت روش نشده بود رسما به من از این حرفها بزنه نصف شبی چه فکری کرد که یک چینین اس ام اسی داد.

مرد ها هنوز مثل شیر و پلنگ های جنگل حریم شون را نشان میگذارند تا کسی وارد نشه. هیچ فرقی هم نمیکنه که کجا متولد شده باشند دینشان چی باشه و چطوری بزرگ شده باشند. حریم همان حریم است. یادم باشد من هم حریم ام را نشانه گذاری کنم.

Advertisements