انچه میبینم و انچه نباید گفت ولی می گویم.


مسبب ناهنجاری هایی که ما زنان ایرانی با انها درگیریم و روزانه هایمان را مملو میکند مسببش تا حد زیاد رفتار های مردم جامعه است. جامعه ای که ما خود ان را میسازیم. و ادعا داریم نصف جامعه هستیم که کمتر در نظر گرفته میشود. خود ما به عنوان یک زن ایرانی چگونه ایم؟ مینویسم قضاوت با شما خانم ها
___________________
وبلاگها تا حدی نشان دهنده لایه های زندگی ما هستند لایه های که وجود دارند و لایه هایی که قابل کتمان نیستند.
سیب و سرگشتی همان نسوان مطلقه قدیم یکی از این ایینه هاست. مجله های زرد همیشه تیراژ بالایی دارند . هر وبلاگ دیگری هم با این محتوی نوشته شود بزودی جای خود را باز میکند همان یک ماه اول.
فید خوان را باز میکنم. لازم نیست عنوان را ببینم جمله اول نشان میدهد که سیب و سرگشتی است. از کمپین های جماعت مهاجر و روشنفکر و تحصیل کرده ما میگوید. ان وسط اشاره میکند که خیلی خوش هیکل است و تحصیل کرده و زیبا و از رفتار خانمی دیگر با سطح دغدغه ای از ابجی خانم های نسل قاجار که برای به رخ کشیدن خوشبختی شان اسباب حمامشان را هر روز در افتاب پهن میکردند تا چشم مادر شوهر و خواهر شوهر و جاری را از حدقه در بیاورند. لینک نمیگذارم سیب و سرگشتگی را سرچ کنید و همان پستی که در باره گیس و گیس کشی تو کمپین نوشته شده را بخوانید. قشر مهاجر روشنفکر و تحصیل کرده زن ایرانی.
________________________________
2_ دوستی زنگ زده وتعریف میکند که صمیمی ترین دوستش از زمان دانشگاه بعد بگو مگو و قهری که با دوست پسرش داشته دست به کار شده و دوست پسر ایشان را به رختخواب برده و اقا هم صدای سکس را ضبط کرده تا صدای صحبت در باره شب قبل را……..
انگار ان مرد اخرین مرد روی کره زمین بوده و مردی دیگری وجود نداشته تا حوایج طبیعی خانم دوست را رفع و رجوع کند. هیچ توضیح دیگری نمیدهم قضاوت با فکر با خود شما.
__________________
شدیدا میخواهد متقاعدم کند که نه دارم فریب میخورم. و خودم نمیفهمم. حتما یک کاسه ای زیر یک نیم کاسه هست . تمام ذهنیت من را به بازی میگیرد همه حرکات انجام شده در رابطه ام را زیر سوال می برد. شک را به هر ترتیبی شده میخواهد وارد خون من کند. بدون شک منتظرز است که رابطه ام به بن بست برسد و من سر خورده شوم بشینم و برایش گریه کنم و بگوید من که از اول گفته بودم . من فهمیده بودم دیدی گفتم.
_______
درست است که مازنان در جامعه مورد بی مهری قانون و شرع واقع شده ایم اما چند درصد از این ظلم هایی که به ما روا میشود مسببش فانون و دولت و حکومت است و چند درصد ان مسببش نگاه های عهد صفویه خودمان به خودمان و دیگر زنان است.
ازادی و برابری بهایی دارد که تمام کمال باید ان را پرداخت. گاهی بهای این ازادی درست کردن رفتار ها و طرز فکر هایمان است.
__________
عاشقند و عاشقند و عاشقند قربون هم میروند تا حد مرگ. اما این رفتار از طرف خانم رابطه تا جایی است که روابط فیزیکی اش با اقا دیر نشده باشد.
امان از روزی که کاری پیش بیاید . داستانی باشد و اقا نتواند چند ساعت خصوصی را در اختیار خانم باشد. اه وناله هاست. از تهایی گفتن هاست بیمار شدن هاست ترحم جلب کردن هاست که در شبکه اجتماعی شاهد انیم و ناچار به خواندش. این روزها مد شده ملت اسباب حمامشان را نه وسط حیاط برای در همسایه که در استریم عمومی شبکه های اجتماعی پهن میکنند تا عموم از اندازه سفید بختی انها در تعدا د رابطه جنسی با شریکشان مطلع شوند.
___________
در افق محو میشوم.
ه

Advertisements

یک دیدگاه برای ”انچه میبینم و انچه نباید گفت ولی می گویم.

  1. در داستان شماره 2… اون آقاهه مترسک بود؟ از خودش هیچ اراده ای نداشت؟؟ یا اونم از مدتها پیش منتظر همچین لحظه ای بوده که بپره تو رختخواب؟؟؟ اووووه!!! اون ضبط صدای سکسش که دیگه خیلی جالبش کرد!!!! چه افتخاری هم میکنه به اونجاش!!! مرتیکه بی وفای کثافت!!! دوستت هم که لابد با توضیحات مردک گوشاش دراز شد؟ آره؟؟؟

    • روشنا ههه! تو هنوز مرد ها را به حساب میاری. اصلا روشون حساب نکن. به خصوص در مورد وفا و اخلاقیات و در رابطه با زنها الخصوص!
      ایقدر جامعه بهشون اوانس داده که لابد حق خودش میدونسته. اصلا نمیخوام در موردش فکر کنم که ایشون شعور حق انتخاب داشته طبعا نداشته دیگه!
      اره خر شده بود. خر برای یک لحظه اش است.
      اسیر مرد شدن برای داشتن رابطه جنسی فقط چه انتهای میتواند داشته باشد. عادت نکردیم به خودمان بها بدهند نه به بدنمان. نوشته بودم در افق گم میشوم برای همین بود.
      من مخالف ادم هایی هستم که وقتی مردی خیانت میکند زن رابطه مقصر میدانند. چه رابطه اولیه و چه رابطه که دوم شکل میگیره
      نر در جامعه ما طوری تربیت شده که دست رد به سینه گربه ماده نمیزنه وقتی گربه مرنو میکشه.اصلا این قسمت مردانه داستان را ولش کن. به حساب نیار من اینجا میخواستم به حساب بیارم تظاهرات فمنیستی محسوب میشد.

  2. تصور میکنم تصویری که از خانمها در دنیای مجازی هست، کادوپیچ شده ی اونی هست که در واقعیت وجود داره.
    به جز مواردی که شما گفتی، چیزهای دیگه ای هم خاطرم هست که از کودکی جنس دوم بودن خانم ها رو تو مغز دخترها و پسرها میکنه.
    قبلا یادم هست که اگه تو خیابون مرد-نامی به خانمی دستدرازی میکرد یا متلک میگفت، خانم یا باید ساکت میبود و یا اگه اعتراض میکرد مورد هجمه ی سایر خانمها و مرد-نامها قرار میگرفت. دردش اونجاییه که خانمهای دیگه بهت اعتراض کنند که چرا حقت رو میخوای!!!
    یادمه یه موقعی بود (شایدم هنوز باشه) که به محض اینکه پسر خانواده راه رفتن یاد میگرفت باید جلوی ماشین سوار میشد و مادر و خواهرهاش باید عقب مینشستند و پسرک » آقا فلانی خان بزرگ خاندان» خطاب میشد و دختر میشد زری، فاطی، سی سی، لیلی!!!!
    مثالهای دیگه رو همه ی خانمها که به جنسیتشون فکر میکنند تجربه کرده ند.
    اولین و مهمترین مشکل ما اینه که خودمون خودمون رو باور نداریم و فکر میکنیم داریم چنین رفتارهای غلطی که داریم، اسمش «خانمی» هست!!!! کاش مادران درستی باشیم برای نسل بعد.

    • ممنون فرانک
      لینک را خواندم. تا به هر کدام از ما به انجا برسیم چقدر باید مبارزه کنیم با تمام تفهیم هایی که در مورد نیم ادم بودن به ما شده. مقصر دانستن خودمان

      نوشته بودم که در افق گم میشوم. برای اینکه خوب پستی که نوشتم بر خلاف همیشه از رفتارهای بدی بود که با خودمان میکنیم.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.