از افطار تا سحر


یک همسایه داشتیم که تمام عزا داری ها و عید ها مجلس برگزار میکرد و نوحه پخش میکرد.
ان خانه را ترک کردیم امدیم جای دیگر شهر. ناغافلی اینجا هم یک امامزاده قرعه به نامش خورد عزیز شد. البته صدای نوحه و مراسمش نمیاد. اینقدر نزدیک نیست که بیاد ولی طرفدار هاش تا دم دهنمون ماشین پارک میکنند. اشتباه کنی از خانه بری بیرون هیچی باید ماشین را بندازی گردنت پیاده برگردی بلکه نزدیک سحر برسی خانه. الان که دیگه سحر هم نمیرسی. فک کنم اونایی که امدن افطاری تا سحری نخورن نمیرن خانه هاشون.
این همه ادم محتاج با ماشین های مدل بالا را هیچ کجای دنیا نمیتوانی پیدا کنی.

Advertisements