گذشته


روز خوبی بود. به روال هفتگی امروز هم کافه پارسه بودیم. این بار سهیلا فکور هم امده بود.
بعد از کافه با سهیلا دوتایی رفتیم فیلم گذشته را دیدیم. یک عالمه هم ابغوره گرفتیم.
به داستان فیلم کاری ندارم .فیلم هنری بود با تم خیلی تلخ. حکما جایزه میبرد.
این فیلم های ترکی را دیدین استانبول اینهمه شیک و اباد است. تو فیلم گذشته پاریس را باید می دیدید. انگار همان زمان جنگ دوم جهانی است. پل های زنگ زده دخمه های تنگ و شلوغ و نامرتبی به نام خانه.
ادم های عصبی .
نکته مهم حرف زدن وگوش دادنشان به بچه ها بود. شاید این فیلم به جای زمان حال باید در زمان جنگ دوم جهانی مثلا بعد از جنگ ساخته میشد. با این وضع دکورش. شلوغی خانه . بی ترتیبی همه چیز.
زندگی کثیف و اشفته. حکایت از بلاتکلیفی ادم ها بود. محیط ها بیش از اندازه تنگ بود. واین تنگی ادم را ازار میداد.
من خانه های بزرگ و مرتب دوست دارم. شهر های اباد . ادم های مرفه و شاد. ماشین های مدل بالا. افق های باز. منظره های زیبا. اینها را خدا برای انسان قرار داده. زیبایی را لذت را برکت را. و به غیر از این نیست.

Advertisements