یک روز عجیب خردادی . 10 خرداد


یکی از قشنگترین اتفاقات زندگیم بود. دیدنت پشت در خانه مادرم با ساک. باقیافه خسته و کلافه اینقدر که صورتت به کبودی بزنه و با همین خستگی راه خانه که نه راه خانه مادر من را بگیری و بیای و با ناهار ما شریک شی.
قیافه متعجب من و شوک زده دخترک. که با صحبت ها همه چیز را خیلی طبیعی و موجه جلوه دادی.
قیافه من با لباس خواب. بدون هیچ ارایش. وااصرار تو جلو دخترک که زیبایی م چیزی کم نشده.
چقدر موجود عجیب وهیجان اوری هستی. یک اتفاق خوب در زندگی من.

Advertisements