برای سپید.


سپید
باورم نیست که کسی تصمیمی داشته باشه. و با خواندن یک نوشته از ان منصرف شه. مگر اینکه تصمیم گرفته نشده. بعضی از وسوسه ها به جان ادم میافتن و ریشه میدوانند. جدا شدن ازشون جسارت و جرات میخواد.
من نمیدانم که مشکل تو چی هست. اما……
گاهی وقتها خیانت توی زندگی زناشویی تنها راه نجات ان زندگی به نظر میرسد. هرچند من معتقد نیستم یک زندگی زناشویی به هر قیمتی.
این گاهی وقتها تعریف داره.
وقتی طرف دیگه رابطه خیانت میکنه. وقتی نور زندگی در یکی از ادم های ان زندگی کم سو میشه.
و وقتی ادم ها خودشون دلیل خیانت را پیدا میکنند.
به هرحال خیانت زشتی خودش را از دست نمیده.
من معتقدم. نظرم اینه. اگر قراره در یک رابطه باشی باید کامل باشی. اگر قراره نیمه باشی. بهتره بری وحداقل یک رابطه کامل داشته باشی.باید یکی را انتخاب کنی. خدا و خرما را با هم نمیشه داشت. از یک چیزهایی باید صرف نظر کنی. بستگی داره کدام کفه سنگین تر باشه. سبک سنگین کنی.
اما این حرفم و این نظرم با جامعه ای که درش زندگی میکنیم. جور در نمیاد. با ادم ها هم جور در نمیاد. ادم ها دوست دارند همه چیز را با هم داشته باشند. انشا الله که داشته باشند. هم عشق و هم زندگی .
من ادم متاهلی ای که هم میخواهند زندگیشان را حفظ کنند و هم هوای عشق تازه دارند درک نمیکنم.
هم برای خانواده و زندگیشون و هم برای عشق شان کامل نیستند. و به هردو اسیب میرسانند.
به نفر سوم که خارج از خانواده است بیشتر. همان معشوق .
ادم ها را باید درک کرد. خودت را جای انها بگذاری و درک کنی حسشان را بدون قضات در مورد بدی یا خوبیشان.
بعضی ادم ها توقع دارند که درکشان کنی. اما از نظرشان درک کردن یعنی ایثار کردن.
زندگی گاهی پیچیده های زیادی دارد. اما گره ها باز میشوند. به سرعت. و یا با تانی.
من به حرفت اعتقاد دارم. که گاهی نوشته ها برای دل خواننده ها نوشته میشود. درست است من دلیل زیادی برای نوشتن پست قبل نداشتم.
خوب من یک زندگی زناشویی ندارم اما یک رابطه دارم. که دوست ندارم خراب شود. دست ندارم خط قرمزش را رد کنم.
اما پست ایلاد پیزا یک جور هایی تکانم داد. انگار جای مرد گوینده بودم.

Advertisements