دخترک اسپندی


رک اسپند فروش سر چهار راه باید صورت افتاب سوخته داشته باشد با لپهای سرخ. لباسهای رنگی حتی اگر از خرده پارچه های مستعمل باشد. باید گردنبند دستبند مونجوق داشته باشد رنگ وارنگ. دامنش پرچین باشد مثل دامن مادر بزرگ هایش . چشمهایش بخندد. لوندی بلد باشد. ولبهای سرخش پر از عشوه گری . گاهی یواشکی سرمه کشیده باشد. به شرم.
اسپندی های روبنده زده سیاه پوش پیچیده در چادر . با گوشی های موبایلشان وبچه های ریقوی در بغلشان بیشتر از اینکه ترحم من را برانگیزند انزجارم را سبب میشوند. یا انهایی که شلوار های جین دارند با مانتو و روسری .
بوی فریب میدهند. بوی حقه بوی مخدر.
دخترکان اسپند ی سر چهار راه ها همه شان دختر نیستند اما . گاهی زیر ان روسری چرک مرد پسری مخفی شده که امروز نقع را در دختر بودن میبیند. گاهی زیر ان پوشش سیاه مردی پنهان است که تزویر میاموزد.
ازش که میپرسم میگوید اینجوری کاسبی بهتر است. کاسبی با دروغ همیشه رونق بیشتری دارد. خود دروغ اصلا رونق است.
روزی باشد که شهرم که شهرت که شهر ها…….. چهار راهیشان بدون اسپندی باشد. بدون گل فروش حتی.
دخترک اسپندی پشت نیمکت بنشیند و ابشار گیسوانش را ببافد چشم هایش پر از شیطنت و صدایش پر از عشوه گری باشد.
باشد که ان روز مدرسه ها امن باشد و نسوز.
باشد که ان روز …….

چهار راه که اصلا نباید اسپندی داشته باشد.

Advertisements