نمایش


یک مطلب در باره نمایشگاه کتاب نوشتم. بعد چند روز دقیقا دیگران هم به همین نتیجه رسیدند امروز تصاویری از نمایشگاه کتاب دیدم که متاسف شدم.
مطلب را در پلاس نوشته بودم به وبلاگ گاهی خیانت میکنم.
_______________________________
سالهاست که دیگر به نمایشگاه کتاب نمیروم.
کتابهای لاغر شده به دست سانسورچی را نمی خواهم ببینم.
جای خالی ناشر های خوب
جای وسیع کتابهای کمک درسی

اسم های عجیب وغزیب ناشر های تازه تاسیس
بساط پیک نیک و ساندویج خوری ها و اشغال های به جا مانده از ادم های قبلی را نمیخواهم ببینم.
دست های نامزد بازی به بهانه نمایشگاه را نمیخواهم ببینم.
فخر ادم هایی با دستهای پر کتاب.
دلم میسوزد برای
کتابهای که هرگز ورق زده نمیشوند.
کتابهایی که برای عکس گرفتن خریداری میشوند. برای اندکی ارزان تر بودن. برای خوانده نشدن
دلم به حال کتابها میسوزد
کتابهایی که خوانده نشده به کتابخانه میروند تا دلیل روشنفکر بودن خریدارشان باشند.

از دیدن قیمت کتابهای چاپ خارج هم اتش میگیریم.
نمیروم تا اینهمه ظلم به محیط فرهنگی به چشمم نیایید .
من هم مثل بقیه ادم ها صورت مسئله را پاک میکنم.

Advertisements