و مرگ و عشق


صبح تلفن زنگ خورد.زنگ مرگ بود. زنگ یک زندگی واژگون. پایان یک خاطره.
کم کم ک.مرگ نزدیک میشود به اخر میرسیم.
مردی را در سوگ همسرش دیدم که از غصه بیماری همسرش روی صندلی چرخدار بود. و باور کردم هنوز عشق وجود دارد.
برایش صبر ارزو میکنم.
________
البته که خوب میشود سنش سن زمین گیری نیست. اینجا دنیاست و دنیا دنیا است.
بعد از سال همسرش مادرش راه میافتد و به خواستگاری میرود و پسرش را زن میدهد.
این خط و این هم نشان. شاید هم کار خوبی میکند حتما کار خوبی میکند زندگی بلاخره راهش را باز میکند و ادامه میابد.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”و مرگ و عشق

  1. البته من بعید میدونم خاطره بمیره، فقط ممکنه ادامه پیدا نکنه.
    حالا اگه تا سال صبر کنه! خاک سرده

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.