غروب ها تهران نوروز نود ودو.


عصر ها بلند شده و بهار دیگه اجازه نمیده که بخوای توی خانه بمونی. امروز رسیدم خانه ساعت 6 بود و اصلا دلم نمی خواست  خانه بمانم.  . فک کردم وقتشه برم کار واش. باورتون بشه لطفا. بلاخره نوبت ماشین شد.

برگشتن سر شب تهران بود و دختر ها و پسر ها تو ماشین ها به فریضه دور دور کردن میپرداختند. قشنگ معلوم بود کی ها امدن دور دور کی ها امدن برن عید دیدنی. این جمعیت جوان ایران  واقعا تماشایی هستند . اون هایی که با خانواده بودند چهر ه ها کدر اخم ها تو هم اجبار از سر شکلشون میباره.

. انها که دنبال دور دور بودن چهره ها درخشان چشم ها براق 🙂 لبها خندان
پسر ها کم مانده بود با نگاه وارد ماشین دختر ها بشن. واما دختر ها.
مانکن ها و ستاره های سینما غلط بکنند با همچین گریمی برن تو خیابانهای کالیفرنیا دور دور کنند. یک عده بلوند زرد مدل خرم سلطان. یک عده شبیه نعیمه معشوقه سابق جمیل مش کرده ولوند.
یک عده عین یشیم موهای قهوه ای لخت اما با سه برابر ارایش. . اصلا بیا و ببین. خیابان چیه امدی ضیافت. شب نشینی.
چند سال پیش روزهای عید که بیرون میرفتی همه اقایون کت شلوار پوشیده کروات زده تو  مشعوف از زدن کروات و دید وبازدید نوروزی . اصلا صبر میکردند عید شه کروات بزنند. امسال اما دریغ. چهره های مرد های خانه خانواده خسته. بی نور. تو پیراهن های نیمه اسپرت استین کوتاه.
بعضی از این پسره های رو بورس هم که خدا قسمت کنه عین مانکن ها کشیده وبلند با موهای خیلی کوتاه. عین ایزل . خدا زیادشان کند. انشا الله.

امین را بگو خدا قسمتت کنه.

Advertisements