اخرین شنبه نحس بود.


نظافت کار عید لوله دستمال توالت را انداخته بود توی توالت خانه مامانم و صداش هم در نیامده بود.
شرکت فاضلاب امده بود و خانه را به فاضلاب شهر متصل کرده بود. هر کاری کردیم توالت باز نشد که نشد. زنگ زدم به لوله کش برای فنر زدن لوله. داشتم دعا میکردم که شرکت پیمانکار فاضلاب سر به هوا بازی در نیاورده باشد و لوله واحد ما را به فاضلاب وصل کرده باشد. حوصله بنایی وسنگبری و گرد خاک بعد خانه تکانی را اصلا نداشتم. لوله باز شد. زندگی زیبا شد. پول به اندازه کافی نداشتم. عابر بانک از سیستم خارج بود. شماره کارت از لوله کش گرفتم که کارت به کارت کنم. انهم عملیات انجام نشد. به شعبه بانک خودم رفتم و پول گرفتم و از لوله کش خواستم ادرس بدهد پول را برایش ببرم.
گفت یک جایی کار دارد. غروب میاید ومیگیرد. لوله کش امد پول را بگیرد . کلید را برنداشتم در را بستم و رفتم پایین.
رفتم دنبال کلید ساز تا بیاید در راباز کند. خواب بود. مردم تو خواب هم روزی دارند. پشت در نشستم تا کلید ساز بیدار شد وامد و در را باز کرد.
اینقدر روز من نبود که میترسیدم به چیزی دست بزنم و خراب شود. فردا روز دیگری است امید وارم نحسی کار رفته باشد. شاهد اتفاقات خوب باشم.

Advertisements