اکادمی گوگوش و دختر خانم محجبه.


مقایسه ای که برام پیش میاد متاسفم میکنه.
این دخترک که با حجاب از ایران رفته اکادمی گوگوش دقیقا تفاوت تربیت را نشان میدهد. تربیت جامعه  سرکوبگر .

تفاوت تربیت دختر های ایرانی با بچه های فرنگ  نسل دوم ایرانی های مقیم خارج  چشمگیر است.  تربیت سرکوبگر ی دختران در جامعه مقیم ایران تربیت گناه کار بودن تربیت گشت ارشاد.
دقت که میکردم  دخترک مرتب خودش را پنهان میکنه. نه میتونه تحرک داشته باشه. نه میتونه برقصه و نه به اندازه بقیه شاده. حتی موقع طبل زدن هم خودش را کنترل میکرد. شاید برای دوربین.  تو کلاس ورزش یک کنار ایستاده بود. روی صحنه مثل مادر بزرگ ها لباس تنش بود و با اینکه صداش خوبه حتی روش نمیشد بلند بخونه. با اینکه خانواده اش اینقدر روشن فکر بودن که دخترشون را بفرستن اکادمی گوگوش. وقتی با خانواده بچه ها صحبت میکردند با خانواده اش مصاحبه نشد. لابد نخواسته بودند.
حالا خیلی ها میگن چرا با حجابش امده. مگه دختری مثلا به خاطر شغل پدرش یا تعصبات خانوده اش مجبور محجبه باشه دل نداره که بخواد زندگی کنه.
حالا بگذریم از اینکه رو زاول یک شال شل سرش بود. و به مرور یک شال انداخت روی یک تل بعد هم رفت تو کتش که باید خیلی موهاشو سفت ومحکم بپوشونه بلکه از گناهش کم شه.
حس میکنم یک حسی که (وجودش خیلی هم طبیعی است )از این ساختار شکنی که کرده ازارش میده و نمیگذاره خودش باشه. مثل یک دختر سر حال وشاد و مثل بقیه. حسی که مشترک بین همه دختران ایران زمین. نگران از زن بودن. نگران از اشتباه کردن. نگران از انگشت نما شدن و انگ خوردن.
کی باشد که نگاهمان به زن تغییر کند.

 

Advertisements