زندگی خصوصی


فیلم زندگی خصوصی را دیدم
صحنه اخرش تکان دهنده بود. من را یاد مهمانداری انداخت که جسدش که با یک گلوله کشته شده بود تو خیابان پاسدارن پیدا شد.
تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها. نمیدانم فیلم شوکران یادتون هست یا نه . تقریبا همان داستان بود با مختصری تغییر . داستان هوس های زودگذر مردم صاحب منصب. و زنانی که قربانی این هوس ها میشنوند وحق زندگی خودشان ر ا میخواهند.
فرق این فیلم با فیلم شوکران بازی قوی هدیه تهرانی تو فیلم شوکران بود. و شخصیت زبان باز مرد در فیلم زندگی خصوصی. مردی که دوست داشتن به قیافه اش نمیامد. ونه مرد زندگی بودن بیشتر نگران لج بازی های جناحی خودش بود . مردی که برای زن هیچ حقی قائل نبود. نه همسر خودش نه معشوقه شرعیش.
در واقع دیدن این بعد از شخصیت مرد های مسلمان ما نگران کننده است. بسیار نگران کننده. مردان تشنه قدرت مردانی که خود را خدا میدانند .
کارگردان هم چند تا دیالوگ مردمی در فیلم جا داده بود . که شوکران فاقد ان بود
اما شوکران لطیف تر و عاشقانه تر بود. در شوکران لحظاتی میتوانستی مرد را عاشق ببینی و درزندگی خصوصی مرد یک حسابگر به تمام معنا بود
کاش یاد بگیریم واین طور نباشیم. زنگ خطری برای دختر های جوان که دنبال مرد های اهل مقام و قدرت میافتند به امید عشق و پول. خانه اشان روی اب است.
واقعیتش را بخواهید توی فیلم فارسی ها اخیر

Advertisements