داستان کهنه سینمای غرغروی ایرانی


خانم مهناز افشار با اون صورت شیرین و صدای زیباش اول سریال قلب یخی میاد و قوانین کپی رایت را یاد اوری می کند.
دستشون درد نکنه.
دست اندر کاران سینمای ایران خواستار ان هستند که از فیلمها کپی برداری نشود و این خلاف اخلاق است به سینمای ملی اسیب میرساند
سینمای ملی …… اما سالهاست داستنان دیگری دارد و حتی قبل از منحل شدن خانه هنر مندان. و قبل از حاشیه های اطراف سینما.
من یکی از خریداران پر و پاقرص فیلمهای ایرانی هستم. فیلم ها را میخرم به خاطر کار فرهنگی انجام دهم. حتی اگر نگاهشان نکنم.
در این گذر بار ها به فیلمهایی بر خوردکرده ام که سی دی کیفیت خوب نداشته.
اصلا باز نشده. یا پرش داشته . و این اواخ یک فیلم دیدم که به موقع یک سرس صحنه را نداشت واین صحنه ها در اخر فیلم به شکل قر وقاطی پخش میشد.
صحنه هایی که اصلا یک قسمت مهم از داستان را تشکیل میداد.
خوب سینمای ایران باید در کنترل کیفیت سی دی هایی که توقع دارد مردم بخرند نظارت داشته باشد. فقط به پول رساندن فیلم است.
از یک قشر فرهنگی مثل دست اندر کاران سینما انتظار نمیرود که محصول به دست مخاطب برسانند که کیفیت نداشته باشد.
وغیر از چند کار گردان کار ازموده و چند هنر پیشه نام اور دادن ان هزار وخورده ای و خریدن این قبیل فیلمها معادل ریختن پول به جوی اب است. انگار سینمای ایران با کودکان عقب افتاده ذهنی میخواهد ارتباط بر قرار کند. برای مخاطب نه دید هنری در نظر میگیرد نه شعور کافی برای تشخیص دادن جلوه های هنری یک فیلم. .
___________
پیر مرد در یک پارکینگ ایستاد با مرد صحبت میکند. در کنار یک بنز قدیمی اما سر پا.
این یک جلوه هنری است. جدا از بحث کادر فیلم که مفاهیم خود را دارد . همین صحنه تماشاگر را وادار میکتد در ذهنش یک باور های قطعی نسبت به مرد پیدا کند بدون بازی هنر پیشه و بدون هیچ دیالوگی
مرد مانند بنز قدیمی است. برندش خوب است . هرچند سالخورده است اما از خیلی از جوانتر ها یا ماشین های جدید اپشن های بهتری دارد. زمان قابل قبول بودنش را ثابت کرده. برندی ماندگار است.
این صحنه ای از یک سریال در پیت ترکیه ای است.
فیلم برداری ها به مراتب بهتر است. سریال روال منطقی دارد. مرتب پرش های بی جا نمی کند و تماشاگر میداند چه دارد میبیند. جدا از طراحی دکور مناسب طراحی لباس چشمگیر و سایر مشخصه هایی که یک سریال قابل دیدن باید داشته باش را دارد. د.
ما در کشور مان چی داریم.؟
لباسهای بد طراحی شده که با جامعه هم خوانی ندارد. عبا روی عبا و به عنوان حجاب برای زنان. لباسهایی که هرگز ادم های خارج از سریال به تن نمیکنند.
طراحی صحنه که اصلا نداریم هر خانه ای که برای ساختن فیلم اجاره میشود اثاثیه اش بی ربط با ادم های داستان یا باربط با انها به عنوان دکور مورد استفاده قرار میگیرد.
پیر زن در خانه ای زندگی میکند که نقاشی مدرن به در و دیوار ان اویزان است. !!
دوربین در حد اینکه من دور بین دستم بگیرم و یک جشن خانوادگی را فیلم برداری کنم. منهای تکان های دست من.
نوعا فریم های ثابت. بدون جلو عقب لنز. بدون مفهوم سازی با جلو و عقب رفتن لنز دوریبن. در فیلم ایرانی لنز دوربین بیشتر برای دکور مورد استفاده است.
دیالوگهای خیلی سنگین یا خیلی سبک دور از گفتار و رفتار جامعه.
نور پردازی و اهمیت دادن به زیبایی تصویر که اصلا حرفش را نزن ما باید زشت پسند باشیم واصلا دید خوب نداشته باشیم. اصلا مسیقی متن فیلم را ندیده بگیریم بهتر است.
این داستان سینمای معمولی ماست. مگر چند کار گردان محدود که سناریو های خوب استفاده میکنند واین سناریو ها را با بازی بازیگران نماد های تصویری و یا همان جلوه های تصویری طراحی خوب صحنه و موزیک خوب و طراحی لباس مناسب و گریم خوب یک داستان ساده را به یک فیلم قابل دیدن تبدیل میکنند.
یاد فیلم های زمان اصلاحات به خیر. یکی از دوره های پر بار سینمای ایران بود. فیلم های مثل قارچ سمی نسل سوخته واکنش پنجم زندان زنان و…. شوکران و ده ها فیلم خوبی که دیگر تکرار نشدند. کار های خانم میلانی . جدا از کار های بهمن فرمان ارا که همیشه ایده های نویی در چنته دارد. در انتهای ان سالهای طلایی به فیلم کمدی مکس هم میشه اشاره کرد که یک کمدی ایرانی به معنی کامل کلمه بود.
در این میان اصغر فرهادی هم از کارگردانان همان نسل به اسکار راه پیدا میکند که حاشیه های خود را دارد.
سینمای ما از نظر هنری حتی به عقب هم بر نمیگردد دارد منهدم میشود.
انهدام هنری سینما یک مقداری می تواند مربوط به ممیزی وارشاد باشد. ولی ارشاد به حرکت دور بین یا جلوه های زیبایی شناسی گیر نمیدهد. مناظر زیبا را حذف نمی کند. رنگ بندی های مناسب را مردود نمیشناسد. بازی دوربین را بد نمیداند.
موضوع مهم این است اهالی سینما دید هنری خود را از دست داده اند. و با خود سینما را به انحطاط کشانده اند.
این همان کشوری است که در ان فیلم های عالی ساخته شده مادر در همین سر زمین ساخته شده. حاتمی ایرانی بوده.
درست است در این سالها فیلم هایی مثل سینما سینماست هم داشته ایم که علی رقم مطرح شدن کارگردانش از سینما که بیرون میامدی و بار اندوه یک ملت در گیر انقلاب و جنگ و محاصره های اقتصادی شانه هایت را له کرده بود. انگار کارگردان به یاد زمان مسئولیت در اوین کاری به غیر از خورد کردن شخصیت ادم ها نداشته است.
اما ان فیلم هم باز بهتر از فیلم های ساخت این سالهاست. که هزینه های سر سام اور خرج میکنند و برای هنر سینما فقط ابرو ریزی دارند.
ایا وقت ان نرسیده که اهالی سینما به هنر سینما فکر کنند نه درامد ان. به هنر که احترام گذاشته شود و تبدیل به در امد میشود.
ایرانی جامعت بابت این کار های بی کیفیت پول میدهد وکپی رایت هم نمیکند چون ارزشش راندارند ..
هنر الفبای دل ادم هاست. الفبای سلیقه انهاست .

Advertisements

یک دیدگاه برای ”داستان کهنه سینمای غرغروی ایرانی

  1. از سینمای ایران (و سیمای ملی) یک چیز رو خوب میدونم. اینکه ظلم به زن رو تو جامعه جا میندازند چنانکه درست این هست. و قدرت مطلق بودن مرد رو هم همینطور. اینکه زن باید بشوره و بسابه و مرد باید بین زن چهارم و هزارمش تاس بندازه! تماشاچیه زن هم ذوقمرگ میشه که گهگاهی میتونه مثل زن فیلم نباشه (مثلا گردش هم بره!) و مرد هم توهم روشنفکری میگیره که به زنش اجازه ی چنین خبطی رو داده! شاید اشتباه میکنم اما این چیزیه که از فیلمهای وطنی دستگیرم شده. و باز هم تماشاشون میکنم!!!!!

  2. شرمنده ولی علیرغم فکر میکنم درستتر از علی رقم باشه. واقعا هم البته مهم نیست، هر دوش یکیه.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.