رابطه های بیمار خارج از ازدواج.


شاید یکی از دلایلی که ادم ها اعم از زن و مرد در یک رابطه بیمار باقی میمانند تطابق رابطه با ازدواج است. دوست دارند در رابطه قاعده های ازدواج را در نظر بگیرند.
پیچیدگی های جامعه کنونی با ساده زیستی زندگی قدیم تفاوت دارد. و همین تفاوت رابطه های خارج از ازدواج را موجب میشود. مادر بزرگهای ما هرگز اینهمه در زندگی با شوهر هاشون سر جنگ نداشتند.
تفاوت از اینجا حاصل شد که بیشتر مرد های کنونی از نظر طرز فکر همان پدر بزرگهای صد سال پیش هستند .اما زنها تغییر کرده اند. و مرد ها در این تغییر عقب مانده اند. قالبی که اجتماع به مرد تحمیل میکند ماشین نان شب سازی و تحمل بار مادی زندگی مرد را از یک جایی در پیشرفت فکری کند میکند.
هنوز مرد ها در اصل شکارچی های قدیمی هستند . غذا به غار میاورند. و از غار حمایت می کنند . زنها تیز بینی ها و زیرگی هایشان را حفظ کرده اند و نیز اموخته اندچطوری میشود غذا به غار اورد و از غار حمایت کرد.
با این حال باز زنانی پیدا میشوند که دنیا در یک وضعیت تنگ و تاریک میبینند. هنوز زنانی پیدا میشوند که خودشان را شی فرض میکنند وباید مالکی داشته باشند. تا هویت بگیرند. مثل گوشی موبایل حریم خصوصی وتحت سر پرستی باشند. زنانی که با فرزندانشان هویت میگیرند با شوهرشان هویت میگیرند . بد هم نیست. مسلما در زندگی چون بار کمتری بر میدارند اسوده تر هستند.
مطالب بالا یعنی هنوز جایی بر بازگشت به سنتها وجود دارد. با توجه به این که عصر مدرن تمام شده در عصر پست مدرن زندگی میکنیم شاید جامعه دنبال تعادل بهتری میگردد. امید وارم جهان پست مدرن موفقیت بیشتری از جهان مدرن داشته باشد.
این به سنت برگشتن عصر زندگی ما موجب میشود که: زنها به مرد زندگیشان (عشقشان )تحت هر شرایطی پایبند باشند حتی اگر ازدواجی در کار نباشد. جایی در ذهن ما مرتب نجابت و عفیف بودن با مرز های مویی تکرار میشود
زنها از تنهایی میترسند . به همین دلیل ترجیح میدهند با هر سختی سازگار شوند تا به جایگاه ازدواج برسند.
زنها چون در یک رابطه بودن برایشان گناه معنی شده . میخواهند خودشان را تنبیه کنند تا رستگار شوند در رابطه هایی که ازار دهنده است باقی میمانند.
زنها از انگ خوردن میترسند چون جامعه پذیرا شان نیست. مرد ها بار ها پارتنر عوض میکنند واین حسنشان محسوب میشود. زنها دست به دست شده به حساب میایند واز ارزشان کم می شوند .
در زنها امید به پیشرفت و امید به زندگی کمرنگ تر است.زیرا نگاه ها بهشان کمتر انسانی است. مرتب سرکوب میشوند و مرتب باید شرم کنند چون زن هستند.
در انتها اینکه ماندن در رابطه بیمار میتواند موجب زیانهای جبران ناپذیری به شخصیت و روحیه زن باشد. بهتر ان است هر از گاهی رابطه هایمان را باز بینی کنیم. و ازدور به انها نگاه کنیم و نترسیم از بیرون امدن بلکه بترسیم از صدمه جبران ناپذیر خوردن.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”رابطه های بیمار خارج از ازدواج.

  1. فکر میکنم با توجه به اینکه رابطه ی بیمار بین دو همجنس (حتی اعضای یک خانواده) هم ممکنه شکل بگیره، میشه به طور کلی گفت که وقتی طرفین به حق و حقوق خودشون و طرفشون آشنا نباشند و فقط بدونند که خوشحال و راضی نیستند از رابطه اشون، این رابطه بیمار/غلط هست.
    از رابطه ی اشتباه بیرون اومدن در ابتدای امر جرات میخواد، اما احساس رضایتی که در پی اون میاد، وصف نشدنیه. ضمن اینکه وقتی برای اولین بار به یه رابطه ی اشتباه خاتمه میدی (یا اصلاحش میکنی) دفعه ی بعد که رابطه ی جدیدی میخواد شکل بگیره، با دقت تصمیم میگیری و با دقت رابطه رو به پیش میبری. اگه شدنی بود ادامه میدی و اگه نشدنی بود، راحتتر از دفعه ی اول ازش خارج میشی.
    نازلی جان یه کتاب هست که به نظرم ارزش مطالعه داشته باشه. البته احتمالا برای شما چیز جدیدی نداشته باشه چون در این زمینه فکر میکنی. من کتاب رو به زبان اصلیش خوندم اما ترجمه اش هم احتمالا به همون اندازه خوب هست: وضعیت آخر
    by Thomas A. Harris, اسماعیل فصیح (ترجمه)
    این پیج ویکی هم در موردشه: http://en.wikipedia.org/wiki/I'm_OK,_You're_OK

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.