رابطه های بیمار (1) مقدمه


مطلبی  در مورد اینکه چرا زنهای ایرانی بیشتر در رابطه های بیمار (خارج از ازدواج )باقی میمانند میخواهم بنویسم.
از چند روانشناس هم نظر مشورتی میگیرم.

کامنت دانی باز است. و از نظرات شما استقبال میکنم.
________________
ماندن در یک رابطه که روال خوبی برای زن ندارد و دران مورد بی مهری بی اعتنایی کنترل و شک حس تردشدگی و خشونت قرار میگیرد در کشور ما بسیار رایج است.
وقتی پیمانی به نام ازدواج نیست باقی ماندن در این ازار عجیب به نظر میرسد.اما رایج است.
جدا از جو مرد سالاری جامعه فاکتور های دیگری نیز باعث ادامه دادن این گونه رابطه ها میشوند.
از مهمترین ان  به فرهنگ رنج کشیدن و پاداش گرفتن میتوان اشاره کرد.
به ما اینگونه القا شده رنج که بکشیم بلاخره به نتیجه میرسد و پاداش دنیوی و اخروی داریم. به همین دلیل به این رابطه بیمار ادامه میدهیم.
ما خود را سزاوار رنج میدانیم برای اینکه به نظر خودمان کل ایجاد رابطه بین زن ومرد گناه است.
تربیت جامعه در لایه های زیرین روحی مانفوذ بسیاری دارد.
زیاد بودن باید ونباید ها برای زنان جامعه ما حس ارزشمند بودن را از این قشر میگیرد.
تبلیغات خیابانی در موردحجاب. رفتار ورسوم فرهنگی معیار های مویی ونادرستی برای زن بودن  هستند که نوعا قابل اجرا هم نیستند هرگاه کمی از این معیار ها عدول کنیم حس میکنیم به عنوان یک زن ارزشمند و دوست داشتنی نیستم.  واین از کودکی در ماشکل میکیرد. پس سزاوار جهنم هستیم. وجهنم را در این دنیا با باقی ماندن در یک رابطه بیمار فراهم میکنیم.
از انجا که این باور ها در لایه های زیرین شخصیت زنهای ایرانی جا خوش کرده اند. به هرجای دیگر جهان هم مهاجرت کنیم این مشکل را باخود میبریم مهم است که به دلایل این انتخاب ها پی ببریم. بلکه راه گزیری باشد از این معضل. اول از همه باید یاد بگیرم که رنج نبریم. باید متوجه شویم برای رنج بردن به دنیا نیامده ایم . هیچ گناه نابخشودنی را حمل نمی کنیم و نیز زن بودن به معنی صبر کردن بر ناروایی نیست. و ایستادن به هر قیمتی دلیل خانم بودن نیست.
از کامنت های شما استقبال میکنم و یه صورت پست در وبلاگ منتشر میشود هرچند میدانم کامنت گذاشتن در این وبلاگ اسان نیست.
از نظر اقایان به اندازه نظر خانم ها استفاده می کنم.
به هر حال ما باید نسلی را تربیت کنیم که مشکلات شخصیتی کمتری داشته باشد.

مشکل کامنت دانی رفع شد. همه میتونن کامنت بذارن

Advertisements

یک دیدگاه برای ”رابطه های بیمار (1) مقدمه

  1. تحمل مشكلات و رنج ها لزوما نشانه خودآزاري براي تطهير گناهان نيست ضمن اينكه عصيان در مقابل فرهنگ سنتي و ديدگاه هاي رايج لزوما ازادگي نيست. بين مسئؤليت پذيري و تحمل نابرابري ها براي حفظ يك زندگي و نيز بيماري خودآزاري چطور فرق ميگذاريم؟ مرز بين ازادگي اخلاقي و شانه خالي كردن از زيربار سختي شرايط چيست؟
    بنظرم جواب سوالات را بايد در روابط اجتماعي كهن و روند واقعي تغييرات ان جستجو كرد، نه يك مدل ذهني نظري كه صرفا از جوامع ديگر گرته برداري شده. واقعيت موجود در روابط اجتماعي و جايگاه عناصري مثل زن و مرد، فقير و غني يل پير و جوان در جامعه ايران يا هر منطقه ديگر را بايد در ضرورت هاي تاريخي و ساز و كارهاي منتج از نقش اجتماعي ان گروه خاص در ايجاد روابط پايه اي مثل توليد و اقتصاد، امنيت و شكل گيري نهادهاي قدرت در بطن جامعه كهن جستجو كرد. خلاصه اينكه يافتن پاسخ صحيح به چرايي اين مطلب كه چرا بايد زن رنج بكشد و در عين حال حس كند كه حقش بوده، موجب ميشود كه به راهكارهاي واقعي و پايه اي براي حل مشكل رهنمون شويم. يادمان باشد كه عزم ما براي تغيير روابطي كه در طول ساليان و ده ها نسل شكل گرفته گرچه ستودني است اما اصرار براي اصلاح در طول چند سال يا حتي يك نسل جز تغيير پوسته اي بدون اصلاح واقعي پايه ها (روابط كهن و نقش هاي اجتماعي در اشغال جايگاه هاي قدرت) اثري نخواهد داشت و بيماري دير يا زود عود ميكند. بنظرم بزرگترين ايده راهبردي در اين نوع تغييرات بزرگ اجتماعي اين است كه بدنبال نتايج فوري و در طول يك نسل نباشيم. راه معلوم است و مي بايست به نوعي فداكارانه راه را گام به گام پيمود.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.