زنانه نویسی های نقشی


تو مفصل ترین باران پاییزی حالم خوبه.
امروز پیش دوستم بودم. همون که ساک از تو کمد شوهر ش پیدا کرده بود. http://wp.me/p1hUmR-Fuاین پست. حالش خوب بود و گفت که ساک را خودش از چین خریده بوده. و یکی دیگه هم لنگه اش داشتن. ازم تشکر کرد که کمکش کردم و گفت تنها کسی بودم که حرفهای ناراحت کننده در خصوص حتمی بودن خیانت شوهرش بهش نزدم و راه کار اختلاف انداز نشونش ندادم. و دو بهم زنی نکردم.  راه حرف زدنشان باز شده بود. اعتماد یک قسمت بزرگش بر گشته بود. خانم گفت من از بس بد بین و عصبی بودم.اصلا نمی فهمیدم. حرفهای تو خوب بود .. هیچکس اینجوری با هام صحبت نکرد.
گفتم برای اینکه من تکلیف خودم را تو زندگی نمیتوانم مشخص کنم تو مشکلات خودم مانده ام چطوری بیام مسایل دیگران  را حل کنم.بهتره که ارامش بر قرار کنم تا خودت ببینی چه کار باید بکنی.
گفت که خوب پس چرا دیگران این کا ر را نکرئنئ بیشتر هول تو دل من انداختند.  .

گفتم خوب انها هم  مثل من تو حل مشکلاتشون ماندن اما حس خود عقل کل پنداری دارند.
خلاصه خوب وخوش بودند. و معلوم بود اقا کار نامه اش خوب بود. دوستم دیگر اون همه عصبی نبود.
انگار مشکلات اتاق خواب  خوب حل وفصل شده باشه.
موقع بر گشتن شوهرش را دیدم. بوی ادکلنش همه اسانسور و ورودی را تا طبقه اول پر کرده بود. کلی هم روحمان روان شد.

حسم خوب شد. خوشحال شدم علی رقم انچه شایعه است در جدا کردن زن ها از شوهر هاشون نقش فعال ندارم. و ضد مرد هم  نیستم.
____________
امروز به طرز شگفت اوری قیافه ام خوب شده بود. همسایه مون دم  اسانسور بهم گفت. خانم همسایه اینقدر هم که بد خلقی که خدا رحم کرده شوهر نداری وگرنه بد بخت بود.واللاه ادم جرات نمیکنه باهات سوار اسانسور بشه. در حالی که داشت کمکم میکردتو حمل کیسه خریدم.
پرسیدم از کجا معلومه بعد؟ نترسین سوار شین.
گفت من این کاره ام ……. دیگه نفهمم کدوم زنی تنهاست کدوم زنی تنها نیست. بعد اضافه کرد شما هیچ وقت ارایش نمی کنید چرا. ؟نگاهش کردم. گفت همیشه ساده هستین. هر وقت دیدمتون برای همین پرسیدم.
فک کنم بد نگاهش کردم… در سکوت. بعد قبل از باز شدن در اسانسور گفت اخه حیف شما نیست که شوهر نداشته باشی. ( منظورش دقیقا این بود که حیف نیست شما از زیر دست من تو این یک ساله در رفته باشین.)
خونش پای خودش…… خونش را مباح اعلام کردم.
این همونه که هر روز نصف ماشینش که بنز هم هست.تو پارکینگ منه. ونوعا دعوا داریم سر همین مسئله
فک کنم میخواد صدای من را در بیاره…. وگرنه مرد ها با این ادعا شون نتونن یک ماشین دومتری را توی یک پارکینگ دوازده متری پارک کنند.
بعد توی ایینه ورودی خودم را دیدم. وحشتناک الکی قیافه ام خوب شده بود. فک کنم رنگ لباسم بهم میامد.البته از خود تعریف کردن گه خوردن است. اما به نظر خودم هم امد.

Advertisements