درد دل های همینطوری.


پریروز پستم برای نسرین ستوده بود که ختم به خیر شد.
دیروز کمی اکسیژن برای تنفس خواستم. که باز هم شد.باران امد.
میگن تا سه نشه بازی نشه. امروز در باره هرچی بنویسم فردا اجابت میشود.
مثل این میمو نه که کنار دیو چراغ جادو ایستاده باشی. و فقط یک ارزوت مانده باشه وبی نهایت ارزو داشته باشی.
خبر ها ی خوب بیشتر . روزهای خوب نزدیکتر. شادی مردم پایدار.
___________-
یک روز از دوست وبلاگ نویسی که دوتا وبلاگ خیلی پر خواننده ومعروف را مینوشت و هر دو را دیگر نمینوشت پرسیدم چرا نمی نویسی.
جوابش انروز من را قانع نکرد.
گفت وقتی مینویسی ودرست برعکس نوشته ات برداشت میشود نوشتن برای چی.
وقتی مینویسی وکسی درست متوجه نمیشود نوشتن برای چی.
گفتم البته توی دلم که عجب خود بین! یعنی حرفت را نمیفهمند لابد خوب نمی رسانی. چه از خود متشکر.
کلمات همان کلماتند و مفاهیم همان مفاهیم یک روز شما حالت خوب است خوب برداشت میکنی یک روز خوب نیستی بد برداشت میکنی.
اما میان کلمات حسی نهفته که تورا از میان کلمات با مخاطبت مرتبط میکند.
گاهی این حس انقدر پشت و رو !! پس وپیش !! زیر ورو !! یعنی درست برعکس منتقل میشود.یعنی قشنگ عکس مطلب را از نوشته هایت برداشت میکنند. بعد دهانت عین دیو چراغ جادو به اندازه گاله که نه به اندازه برج ایفل باز میماند.
نه تو مقصری نه مخاطب.
اسمش سوتفاهم است. دور و بر ادم هایی که زیاد سو تفاهم پیدا میکنند نباید گشت حتی اگر جذاب ترین و کار درست ترین ادم های روی کره زمین باشند.
انروز گفتم خدایا یک مخاطب خاص جذاب نصیب این دوست وبلاگ نویس من کن. به همت اقای عشق برای ایشان میشد خانم عشق دست به نوشتنش راه بیفتد.
نشد و شد. مثل همه کار های دنیا که میشود و درعین حال نمی شود.
نوشت و اما نه مثل قدیم مداوم. تک وتوکی از دستش در میرود و مینویسد. کسی که توی دنیای مجازی کم شده گم شده. یعنی اون بیرون توی دنیای حقیقی دل مشغولی های بهتری دارد.
کم شویم از این دنیای مجازی. باشد که دنیای حقیقی شاد تر وگرم تر پر مهر تری داشته باشیم.
_________
میدانم خراسان جنوبی زلزله امده
بخاری در مدرسه دخترانه در پیران شهر برگشته
راهیان نور همچنان تلفات میدهند.
اما دیگر رمق نوشتن در مورد این همه اتفاق بد را ندارم.

Advertisements