از هر دری


حقیقت این است که بین مسئولان فر رفته در سکوت و اعتصاب غذای 49 روزه خانم ستوده من به خانم ستوده بیشتر امید وار بودم در شکستن این اعتصاب تا گوش دادن مسئولان به سخنان ایشان. که اشتباه کرده بودم.
باز هم ارزو میکنم مثل تمام مردم ایران این داستان ختم به خیر شود.
______
یک مثلی بود یا یک ضرب المثلی هست یارو خیلی خوش پر و پاست لب خزینه هم میشینه. یک ورژن دیگر اش هم هست که میگه یار وز خیلی خوش چ… دم باد هم میشینه. نقل وزارت ارشاد است و دست اندر کاران ومجریان دگم فعلی ان که از کتابهای ادبیات کلاسیک را زیر تیغ سانسور بردند تا کتابهای شعر نو شاعران پروش یافته در جمهوری اسلامی. باز نگری قران هم اگر در دستشان بود ان را هم اساسی سانسور می کردند مثلا از قران یک کتاب 50 صفحه در باب جهنم منتشر میکردند.
این خوش پر وپایان دست به اقدام جدیدی زده اند . یک کتاب قطور چاپ کرده اند در باب هفت خوان مجوز گرفتن کتاب! را قانون مند و مکتوب کرده اند. در همین راستا یش از یکصد نویسنده و شاعر و مترجم ایرانی در نامه‌ای درخواست کرده‌اند مراحل موسوم به گرفتن مجوز برای چاپ کتاب از سوی وزارت ارشاد لغو شود.
امید وارم این کتاب سانسور شود و دو صفحه از ان مجوز چاپ بگیرد.
این هم امید وار م ختم به خیر شود
__________
به هوای خودم کامنت دانی را بسته بودم لوس بازی در نیاورده باشم. اما ظاهرا کامنت دانی بسته نبود.
ممنونم از همه تون که نازم را کشیدین. متشکرم.خیلی بیشتر از این حرفها
اشکم باز با خواندن هرکامنت در امد. امیدوارم این شکنندگی به زودی تمام شه.
خوب اگر از خواننده های قدیمی ام باشید می دانید که مادرم ید طولایی دارد در کار های عجیب وغریب . مثلا پارسال اگر یادتان باشد در سن 75 سالگی معده اش را کوچک کرد. وتا مرگ رفت. و مشکلاتی پدید اورد که واقعا هنوز جمع نشده. امسال کاملا مثل یک بچه 5 ساله رفتار میکند. ومن هم به دلیل خیلی از مسایل از جمله دوری پسرم و بیماری دخترم و روزگاری که در ده ماه گذشته تجربه کرده ام دیگر ان استقامت سابق را ندارم. پاییز والودگی هوا و تنهایی و هزار حاشیه دیگر باعث شکننده شدنم میشود.
و مشکل ترین قسمتش شاید یک شانه تکیه گاه و یک گوش شنوا و مقداری هم دردی در پایان روز باشد. که به نظر میاد زیاد مهم نیست. اما انصافا هست.
به هر حال این هم چه بخواهم و چه نخواهم ختم به خیر میشود.

Advertisements