ممیزی


سالهای سال است که عقاید و نظرات تولید کننده گان محتوی در سر تا سر جهان زیر تیغ سانسور میرود.
همچنین اخبار و رویداد ها. شایدکه دانستن اسرار بنا به عقایدی از امتیازات انسان به شمار میاید. ادم هایی که اسرار را میدانند از قدیم مورد احترام بوده اند. عقیده ای که همه کس نباید همه چیز را بدانند در تاریخ همیشه حکمرانی کرده.
ایا واقعا اگاهی برای مردم خطرناک است. موجب نا امنی و استرس میشود.
هنر مندان از ان دسته از افراد بوده اند که معمولا بیشترین تیغ سانسور را تحمل کرده اند. عقایدشان جامعه را میارزده و اختلاف پدید میاورده. این هنر مندان لزوما هنر مندانی هستند که محتوی تولید میکنند.مثل نویسنده ها. شاعر ها دست اندر کاران سینما و در انتهای راه نقاش ها مردمی هستند که در جامعه خطر محسوب میشوند و عقاید و نظراتشان باید از فیلتر رد شود. تا جامعه مستقیم با ان رو به رو نشود.
و این در حالی است که بی ازار ترین و فرهنگی ترین ادم ها همین ها هستند.
اینکه «چه کسانی «در سر تاسر دنیا مینشینند و این باید و نباید ها را برای جامعه و مردم وضع می کنند بسیار مهم است.
لزوما این ادم هایی که صافی ها را کنترل میکنند . باید دیدخوبی داشته باشند. از علم و اگاهی کامل نسبت به هنری که سانسورش میکنند واطلاعات کاملی از جامعه شناسی و روانشناسی همراهی شان کنند. باید اینقدر ادم های محکم و اگاهی باشند که اسرار را بفهمند و کنترل کنند. در نهایت باید صاحب سبک و صاحب عقیده باشند. که این سبک و عقیده با عقاید گردانندگان جامعه همخوانی داشته باشد .
مثلا کوچکترین واحد جامعه خانواده است. والدین حق دارند کودکانشان را از دیدن فیلم های ترسناک یا اکشن ویا اروتیک محروم کنند. و این درست است. والدین معمولا خانواده را اداره میکنند و سطح دانش کودکانشان را و رفتار های انها را میشناسند. ضمن اینکه خود را مسئول حفظ کردن انها از خطرات و حفظ زندگی انها میدانند.
اما این کنترل محدودیت زمانی دارد. یک زمانی فرا می رسد که این محدودیت ها مهم و مناسب نه تنها سازنده نیست که مخرب هم هست. و در نهایت نتیجه عکس میدهد. یک انسان بلاخره به سن انتخاب میرسد.
اینجور که به نظر میرسد جامعه هرگز به سن انتخاب نمی رسد. جامعه را هرگز نباید بالغ حساب کرد. جامعه نباید به اگاهی برسد. جامعه همیشه یک کودک است. که خوب وبد خود را نمیداند.
حکومتها بنا به روش کار خود این خوب و بد ها را تعیین میکند. هرگز جامعه نباید با افکار برهنه هنر مندان رو به رو شود. .
هوش وگیرایی ادم ها متفاوت است. همه ادم ها گیرایی یکسان ندارند. از هوش یکسان بر خوردار نیستند. و این اسرار فقط برای گروهی اگر به دستشان برسد قابل استفاده است.
اما….. مشکل از جایی شروع میشود که گردانندگان جامعه همه افراد را در گروه انسانهای نابالغ که از بهره هوشی کمی بر خورد هستند جای میدهند.
این غفلت گردانندگان در نهایت مثل انچه در خانواده رخ میدهد نتیجه عکس خواهد داد.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”ممیزی

  1. اون موقع توقع داریم که این گردانندگان جامعه، به جامعه ی به زعم خودشون نابالغ ( که لازمه محتوایی که در دسترسش قرار میگیره سانسور بشه) به دید واجد شرایط مشارکت در اداره ی امور، بخوانید دموکراسی، نگاه کنند! امت خوشحالی هستیم ها!

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.