این برهه حساس از زمان


جایی از تاریخ را پیدا نمیکنی که انسانها از زندگی و دروان از روزگار گلمند و شاکی نباشند.
جایی از تاریخ را نمی توانی پیدا کنی که انسانها از نبودن عشق شاکی نباشند و بد عهدی ازارشان نداده باشد. و حسرت عشق های قدیمی را نخورند. حسرت روزگارانی که انسانها عیٌار بودند و جوانمرد ؛معشوق ها یی در روزگاران دور که به کام بودند.
جایی از تاریخ را پیدا نمیکنی که انسانها فکر نکرده باشند روزگارشان متفاوت است وداستانشان فرق میکند.
حالا ما که سی سال است در این برهه حساس کنونی زندگی کرده ایم اگر واقعا فکر نکینم برای ما داستان کاملا فرق میکند اصلا به کلمه فرق خیانت کرده ایم.
اگر گلمند باشیم که عشق نیست و فراموش شده واز بین رفته الفتی نمانده مروتی نمانده واقعا حق داریم.
از وسط دهه اخر قرن بیستم ما را برگردانده اند به قرون وسطی بلکه عقب تر. قبل از قرون وسطی .
جدا سازی جنسیتی باعث شده بدن های مردم زمانه ما اینقدر گرسنه باشد که عشق و الفت را نشناسد. الفت هایمان تبدیل به غریزه و هوس شود. ناپایدار و گذرا..
به جای کشش های دورنی افراد درخشش های ظاهری چشممان را پر کند. ملاکها مادی شود این از بد عهدی ادم ها نیست از گیج شدن ادم هاست. از سرکوبها و محدودیت هایی که سالهاس بر ما فشار اورده. تمام سالهای این برهه حساس از زمان.
مکتبی که قرار بوده انسان را به سمت معنویت سوق دهد تبدیل به ابزاری شده تا مادی گرایی در هاله های ماورایی خودش  را توجیه کند.
امام زاده هایمان هم اگر پول نذرشان نکنیم و در ضریحشان نندازیم. دعا را مستجاب نمیکنند. امام زاده ها کار بارشان سکه است. زیرا انسانها سر زمین مادر ی حد اقل هرچی نشدند تاجر خوبی شده اند معامله با خدا را خوب یاد گرفته اند. ان هم خدایی که یکی در راهش میدهی 100 تا ازش میگیری یک تاجر خنگ. همین امام رضا را ببینید چقدر پولدار است. چقدر هم که خوب حاجت میدهد. اصلا حاجتی که امام رضا میدهد قابل قیاس است با حاجتی که امام زادعلی اکبر محله ما میدهد!

اجتماعی

Advertisements