داستانهای زنانه


تقیه بخوام نکنم زندگی نمیگذرد حقیقتش اینه که اصلا خوب نیستم. چند روزی میشود که یک حس افسردگی از انها که صبح ها گریبانم را میگیرد تا غروب کش پیدا میکند. شب اشک میشود. راهش را باز میکند.
امروز با اینکه صبح زود هم بیدار نشده بودم باز خوب نبودم. اصلا نه حوصله دارم حرف بزنم نه چیزی را توضیح دهم ونه حتی حرفی را گوش کنم.
درد بی درمان خاصی هم ندارم ظاهرا همه چیز بر وفق مراد است.
بگذریم. دردم درد بی دردی است.
________
دیشب یک کتاب شروع کردم غلط نکنم نویسنده اش یک وبلاگ نویس بود که شاید هر از گاهی هم چشمم بیفتد و مطلبش را بخوانم. قلم اشنا بود . نام غریبه
چهره ای که امروز از زن ایرانی رسم میشود بسیار مخدوش است. زنهای دور و بر من که کم هم نیستند اصلا این شکلی نیستند. شاید خود من هم از ان دسته ادمهایی باشم که چهره زن را زیاد خشن و ضمخت نشان میدهند
یا زن را زیادی قوی میدانند. حالا گیریم زن هم بسیار قوی. قوی ترین زن جهان هم که باشی جلوی احساست کم میاوری. من هرگز زنی را ندیدم ونمیشناسم که شوهرش را ( دوست پسرش را ، پارتنرش را ،عشقش را ) رها کند. در را ببندد یک لحظه به در تکیه بدهد و یک نفس عمیق بکشد و اهش را بیرون بریزد و برگرد د بقیه اشپزی و گرد گیری و وظایف مادریش را ادامه دهد. این نه داستان زن ایرانی است و نه داستان هیچ زن دیگری در هیچ کجایی جهان
اصلا ما زنها کی وقتی دور هم جمع میشویم از حقوق زنان و قواینین صحبت میکنیم؟ غیر از این است که فقط قصد داریم برتری خودمان را به رخ دیگران بکشیم. اطلاعاتی که در این جور موارد میگیرم اینقدر سرسر ی و سطحی است که خودمان را هم قانع نمیکند. دنبال دوتا مطلب بهتر دوتا مقاله پر بار تر نمیرویم پیدا کنیم و تا انتها  بخواینم و برای همین کم میاوریم. وبا همین اطلاعات سطحی میخواهیم کتاب هم چاپ کنیم که به افتخاراتمان اضافه شود.
البته اقایون هم دسته کمی از ما خانم ها ندارند ولی نوعا مطالعاتشان اگر اهل مطالعه و فرهنگ باشند معمولا ریشه ای تر کامل تر است.
حالا دو روز وبلاگ نوشتیم لازم نیست کتاب بیرون بدهیم. حوا جند سال پیش این را گفت من گفتم ببین کی کتاب چاپ کرده حوا داغ کرده. اما حرفش واقعیت بود.
سیمین دانشور سو وشون را مینویسد . سه نسل بعد کتاب را که دست میگرند هنوز مطلب دارد. او نویسنده زن ایرانی است.
منیرو روانی پور اهل غرق را مینویسد .. سالها برای ان زحمت میکشد تا نوشته اش خواندنی شود. مفهوم داشته باشد.
ویا زویا پیر زاد.. کتابش مطلب دارد. حس های زنانه را بیان میکند . گویی که از درون تو  که زنی نوشته است. . این قابل مقایسه نیست با نسل جدید نویسنده های زن که نویسندگی را کرده اند خمره رنگ رزی. تصویری که از زن ارائه میکنند با یک سری امار های سر دستی و یک سری کلمات کلیشه ای نه زن است و نه مرد ونه مادر …….. یک ادم بی هویت سر در گم و سطحی. نقطه مقابل زنهای کلیشه ای صدا وسیما. ولی در همان حد اغراق امیز. برای گرفتن مجوز چاپ و رد شدن از ارشاد هم تن به هر کاری میدهند. عین اخوند های که یک سر به صحرای کربلا میزنند. اون وسط برای راه افتادن کار ارشاد چند صفحه سوژه میرود روی مهدی موعود و انتظار و فرج. خوب دیگه چاپ شدنش قطعی شد. تو در همسایه میگیم ماهم کتاب نوشیتم.
خانم ها نکنید این کار را با ما زنها…………. نکنید. با ادبیات معاصر این شوخی را نکنید.  برای خوب نوشتن اول باید خوب بخوانید. اثار کلاسیک ایرانی اثار کلاسیک خارجی رمانهای مشهور سبکهای مختلف.

با دور روز کلاس داستان نویسی رفتن و چند ماه وبلاگ نوشتن کسی نویسنده نمیشود مضحکه میشود.

Advertisements