توهم.


با تلفن صحبت میکنم پشت خط کسی میاد. نگاه میکنم شماره نا اشناست. احتمال میدهم اگهی ای چیزی باشد. جواب نمیدهم. بلاخره تلفن را قطع میکنم . خانمی خانم شاهرخی را میخواهد . میگویم اشتباه گرفتین. به فاصله سی ثانیه دوباره میگیرد میگویم ا شتباه است. باز میگیرد . باز میگیرد. میگویم خانم محترم شما تا شب هم بزنی روی ریدال تلفن من جواب میدهم و میگویم اشتباه است.
اصرار دارد که شماره درست است ونیم ساعت قبل با همین شماره با خانم شاهرخی صحبت کرده. میگم این شماره ده ساله مال من است و من هم خانم شاهرخی نیستم.
اصرار دارد اشتباه نمی کند. من میگویم خوب حالا من که مشکلی از شما نمیتوانم حل کنم.
میگم از 118 سوال کن این شماره مال من است وبه نام من است.
باز ده دقیقه بعد میگیرد . یک 5 دفعه ای جواب نمیدهم. بلاخره کلافه میشوم . میگویم خانم خواب بودم اشتباه میکنی. من چه دروغی دارم به شما بگم . خانم شاهرخی نه دارم و نه میشناسم.
میگوید نه من میدانم خانم شاهرخی میخواد من را اذیت کند. من زنگ زدم بنگاه یک ساله با خانم شاهرخی با همین شماره تماس میگیرم. خانم شاهرخی صاحب خانه من است.
و برای خانم شاهرخی خط ونشان می کشد. !!
میگم خانم گاهی ادم باید قبول کند که اشتباه کرده حالا تکلیف من این وسط چیه. میگه به خانم شاهرخی بگو … میگم خانم محترم من که خانم شاهرخی ندارم میخوای برم تو کوچه گوشی را بدم دست یک نفر به جای خانم شاهرخی!!
نزدیک به 25 بار شماره من را میگیرد. بعد 5 بار زنگ خوردن و جواب ندادن دلم میسوزد. بر میدارم میگویم اشتباه میگیری میگوید نه خیر من باز زنگ زدم بنگاه همین شماره را داده و زنگ زدم 118 گفته این شماره مال فلانی نیست. میگم خوب اشتباه میگیری. میگوید یعنی من نمی فهمم شماره ای که میگیرم چیه. میگم خوب نمی فهمی دیگه عصبانی شدم. گفتم بنگاه و118 و هرکی این شماره را به نام خانم شاهرخی به تو داد غلط کردبا تو .. دیوانه جان حرف زدن با من مشکلت را حل نمی کند و فحش دادن هم مشکلت را حل نمکیند. موبایلش رابگیر و باهاش حرف بزن. میگوید خاموش کرده. میگم من از شماره ات شکایت میکنم. اعصاب برای من نگذاشتی دیوانه.
بیست دقیقه یعد دوباره از همان شماره تماس میگیردند. بر نیمدارم. با شماره موبایل تماس میگیرند .ان سمت اقایی عذر خواهی میکند بابت مزاحمت. متوجه میشوند که شماره اشتباه بوده. یک چنین ملتی هستیم ما. روی اشتباهمان پافشاری میکنیم. فکر میکنیم خودمان درست میگوییم. توهم داریم همه با ما دشمن هستند و برای ازارمان سناریو مینویسند و اجرا میکنند .
فکر میکنیم همه دروغ میگویند به ما. حتی ادم های ناشناس.
گاهی باید بپذیریم اشتباه میکنیم. بد نیست.

ان خانم نه با 118 تماس گرفته بود ونه با بنگاه اصرار هم داشت که نیم ساعت پیش با همین شماره با خانم شاهرخی حرف زده. یعنی دروغ میگفت وچه بهر ه ای میبرد از این که دروغ خودش را به اثبات برسونه نمیدانم. بیچاره پدر ومادرش . بیچاره شوهرش . وبیچاره بچه هاش با همیچین مصیبتی به نام ادم.

Advertisements