عنوان ندارد.


زمین که لرزید مرز بندی ها به هم خورد.
مرز بندی ها که برداشته شود مردم عاشق همند.
به مرز بندی عادت کرده ایم. باید حادثه ای نفس گیر روی دهد تا این مرز بندی ها از بین برود.
مرز بندی بین قرمز وابی
دولتی وخصوصی
خودی و غریبه
ارگانی و خصوصی
ارزشی و سبز
طرفدار و مخالف
اصلاح طلب و اصول گرا
روحانی و کلاهی
دوست و دشمن
دیروز هلال احمر که بودم مردم اعتماد نمیکردند کمک کنند. حق هم دارند به این باورند این کمک ها ممکن است سر از سوریه درارد. یا به جیب اختلاس گران سرازیر شود.
دوست داشتند زلزله زده ها میخواهند شخصا در صحنه حاضر شوند .
حال انکه ازدحام جمعیت غیر متخصص در محل باعث صدمه به اسیب دیدگان میشود.
باید اعتماد کنیم چاره دیگری نیست. امکانات ماشین های سنگین نیروی متخصص و تعلیم دیده ومهمتر از همه نظم که موجب تسریع کار ها میشود وابسته به سپاه و ارتش و هلال احمر است.حد اقل در روز های نخست بعد از حادثه حضور مردمی تنها به ضرر اسیب دیدگان است.
تو این گیر دار خیلی ها هم میخواهند افتخار کمک به اسیب دیدگان را به گروهی  نسبت دهند. انجا همه یک دست به نجات همنوعان خود مشغولند.به مرام همدیگر کاری ندارند. این مرز بندی ها را چند روزی دور بیندازیم. یک صدا باشیم.
_____________
این یک زمین لرزه بود. تنها یک زمین لرزه. این همه اندوه درد . باشد که به یاد اوریم جنگ چه مصیبتی میتواند باشد.سقفی اگر فرو ریزد اوار ان بر سر تمام ایرانیان فرو میریزد و اندوه ان برای تمام ایرانیان مشترک است. صد روستا گرفتار زمین لرزه شده و اینهمه درد. اگر کشوردچار جنگ شود مصیبت چگونه خواهد بود. قابل توجه برادرانی که ارزوی جنگ دارند تا شهید شوند و چهار تا حوری در بهشت بیشتر به حسابشان واریز شود.
عکس مربوط به شبکه اجتماعی فیس بوک است.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”عنوان ندارد.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.