پدر بزرگم  که در 14 مرداد 1285  به دنیا امده بود. روز مشروطیت. داستانهای بسیاری از زلزله های اذربایجان تعریف میکرد.  میگفت  یک بار زلزله امده بوده و مادر شوهر و عروس در حیاط سرگرم کاری بوده اند عروس را زمین میبلعد.  قبل ازاینکه از دست کسی کاری بر بیاد. و میگفت قبل از ان اسبها در طویله را شکسته بودند و فرار کرده بودند و طویله با خاک یکسان شده بوده.  میگفت  اسبها  قبل از وقوع زلزله اگاه میشوند و فرار میکنند . میگفت که یک بار طویله خانه با خاک یکسان شده و احشام مرده اند. اما به ساختمان اصلی اسیب وارد نیامده.

زلزله به صورت حقیقتی عیر قابل انکار بار ها  مردم کشور ما را عزا دار کرده به شکل متوسط هر شش هفت سال یک بار شاهد فجایع انسانی ان در جای جای وطن هستیم.  اگر به تاریخ زمین شناسی کشورنگاه کنیم. متوجه میشویم که باید مثل مردم ژاپن پیوسته برای لرزیدن زمین اماده باشیم.

 نگاهی تاریخ زلزله های تبریز  نشان میدهد که این شهر بار ها با زلزله ویران و از نوساخته شده یازده بار با خاک یکسان شده. یک بار یک روستا کاملا  با ادم ها و احشام   در زمین فرو رفته. و جالب است بدانید دو زلزله با قدرت6/2 در مقیاس ریشتر به فاصله یازده دقیقه  شهر را لرزانده و خسارت به این شهر وارد نشده.

خانه پدری پدر بزرگ که کاه گلی است و سقف هایش از تیر چوبی و نخته های نازک ساخته شده( مصالح سبک)  دو طبقه  ویک زیر زمین و یک سرداب خیلی گود دارد   و در زمان قاجار بعد یک زلزله شدید  باز سازی شده  هم اسیب ندیده. یعنی مردم قدیم تر به تاریخ زمین شناسی شهرشان و داستانهای سینه به سینه اهمیت بیشتری میداده اند. تا  مردم زمان ما با این همه مهندس عمران و معمار و محاسبه وسیمان و سنگ و بتون و بوجه شهر سازی و غیره..

انها به شکل طبیعی میدانستند مصا لح مقاوم و سبکی انتخاب کنند و اسیب کمتری را متحمل شوند.

زلزله پدیده تازه ای نیست. به قهر خداوند و نفرین ابدی ربطی ندارد. یک پدیده زمین شناسی است . اگر موجب فاجعه انسانی میشود به دلیل اماده نبودن ماست.

Advertisements