از انچه می ترسیدیم.


من هم به «صحت انتخابات «»تایید صلاحیت ها «»و تمام روال ان اعتراض دارم. اما یک سوال دارم و دوست دارم توجیه شم. و در انتخابات با طیب خاطر شرکت نکنم.
اگر ما در انتخابات شرکت نکنیم چه کسانی شرکت میکنند. این یعنی اون یک حق رای هم از دست بدیم.
اینهمه سال کنار کشیدن گروه های مختلف سیاسی و اخزاب از انتخابات و تحریم انتخابات ما را به امروز رسانده. روزی که مردم از صحنه تصمیم گیری ها خارج شده اند و مسبب ان سیاست مردانی هستند که رای به تحریم انتخابات میدهند. جبهه ملی اولین گروه سیاسی بود که قهر کرد و کشور را به حال خود گذاشت. با انکه سیاست مردان راستین و وطن پرست عضو ان بودند.
چرا که ما دیدیم شاه ایران را تک حزبی کرد . وظاهرا هیچ اتفاقی هم نیفتد . اما در نهایت برای اینکه احزاب سیاسی فعالیت مستمر داشته باشند انقلاب کردیم. این ظاهر قضیه بود مردم راحت تر بودند که برایشان تصمیم گرفته شود به تک حزبی عادت کرده بودند. چنانچه امروز کوچکترین مشکل مسایل اعتقادی شان را هم با توضیح المسایل حل میکنند. دوست ندارند راجع به ان فکر کنند. یا به قدرت تشخیص خود اعتقادی ندارند.
مردم باید مثل یک کار فرمای جدی بر کار دولتها نظارت داشته باشند. مشکلاتی که امروز در گیر آنیم نتیجه سی سال بیخیالی مردم است . نه نتیجه انقلاب. تمام مدت ما متقاعد بودیم یا ما را متقاعد کرده بودند که دستهایی در کار است. حضور ما بی فایده است. هرکاری دلشان بخواهند میکنند. و ما مردم به صلاحدید روشنفکران ان ور ابی از صحنه قهر کردیم و به تدریج کنار گذاشته شدیم وسر انجام منزوی شدیم.
واین طرز فکر شرایطی را افرید که امروز درگیر انیم.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”از انچه می ترسیدیم.

  1. بعضی قسمت هاش بازهم شعر بود ! کلا» شاعر خوبی هستی فقط وزن و قافیه و ردیف و معنی شعرهات یک کم مشکل داره ! نهههه غلام … !

  2. وقتی پای دین خدا به میان کشیده میشه رگ و ریشه همه مسلمین به همدیگه گره میخوره

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.