از تهران تا قاهره


همه نظرشون را درباره برنامه مستند از تهران تا قاهره نوشتند من چرا ننویسم.
حقیقتش دلم برای فرح دیبا ( پهلوی ) سوخت. برای اینکه دیدم زمان عجب بی رحم است. دنیا بی وفاست و درد دارد ملکه باشی و بعد هیچ نباشی. درد دارد وطن را ترک کنی و بدانی بر نمیگردی.
ودرد دارد مردم مرگت را بخواهند. و رفتنت را. خیلی درد دارد. امــــــــــا

یـــــــــــــــا
رویداد های قبل انقلاب را ما دهشتناک و ترسناک و خونین کرده ایم. و در واقع چنین نبوده. حد اقل به این شوری نبوده. و این خاندان هم بر کشوری حکومت میکرده که از وضع زندگی و خواسته های مردمش هیچ نمیدانسته. یا مردم ناشکری ساکن این کشور بوده اند که نمیدانسته اند از یک حکومت چه انتظاراتی خواهند داشت.
سالها بعد اگر از همسر بشار اسد هم یک مصاحبه بگیرند هستند مردمی که مثل من دلشان به حال ان ملکه عزل شده بسوزد. اما در زمان حال حقیقت رنگ دیگری دارد.
تاریخ را نمیشود قضاوت کرد به خصوص در کشور های نفت خیز.
البته روشن است هدف از ساختن این برنامه همدل کردن مردم ایران با خاندان پهلوی است.
قسمت مرگ شاه در غربت و مشکلاتی که این خانواده برای بیماری پدر خانواده داشته اند تاثر بر انگیز بود. با اینکه قبلا در کتابی در باره روزهای اخر شاه همه این رویداد ها را خوانده بودم باز متاثر شدم. به نسبت خودشان نه به نسبت مصایبی که مردم در این مدت شاهد ان بوده اند. مثل جنگ و توابع گسترده ان.
مهاجرت و مشکلاتی که بعد دونسل هنوز مردم درگیر بعد عاطفی وانسانی ان هستند. عوض شدن اصولی معیار ها که مشکلات هویتی و تربیتی بسیاری برای  مردم سرزمین ما داشته.
در کل همه  دید خود بی گناهند. وبرای توجیه خطا های خود دلایلی دارند.
نکته ای که قابل تقدیر وتعمق؛پی گیری خانم دیبا در مورد ریز گنجینه های ارزشمند هنری که در ایران ودر کاخ وجود داشته بود. و نیز فیلم برداری از کاخ در زمان خروج شاه توسط خبر نگاران خارجی نیز اقدام خوبی بوده نشان از ان دارد که وی از اول نگران اثار هنری متعلق به مردم ایران بوده اند. وفراموش نکینم که هنر وتوجه به هنر معقوله ایست که امروز در ایران ارزشی ندارد وطرفداری از هنر و هنرمند و بها دادن به هنر از ضعف های  هر دولتی که سرکار  بوده و به هنر اهمیت داده محسوب  شده ومیشود. چرا که هنر معقوله اصیل معنویت است و راه رسم معنویت ومعیار های هنر  تغییر کرده.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”از تهران تا قاهره

  1. نازلی عزیز من دو سه روز قبل فیلم را روی youtube دیدم. نکات قابل توجه برای من حقایقی بودند که هیچگاه برای نسل ما گفته نشدند. همیشه سعی شده از سلطنت و شاه یک تصویر کاملا سیاه داده شود بدون ذکر نکات مثبت.
    من به سیاه و سفید بودن آدمها و دنیا معتقد نیستم. شاه و سلطنت همان اندازه خاکستری هستند که آیت الله ها و حکومت اسلامی. و هر دو هم سرشار از اشتباه و کوتاهی.
    این وسط دو نکته مشهود است: مردم آن زمان فکر میکردند یک حکومت دینی مبرا از اشتباه خواهد بود که تاوانش را الان 30 و اندی سال است میدهند و دم نمیزنند. لابد میترسند اعتراض به حکومتی که دین را به یدک میکشد عین طغیان در برابر امر الهی باشد!
    نکته دوم حمایت امریکا و انگلستان از برقراری حکومت اسلامی که به اشتباه یک آلترناتیو مناسب برای کمونیسم فرض شده بود و گذشت زمان اثبات کرد امریکا و انگلیس چقدر از درک روحیات مردم خاور میانه عاجزند. هنوز هم همان اشتباهات را تکرار میکنند … فکر نمیکردند این حکومت به چه ماهیت تهاجمی و قلدری درخواهد آمد.

    از آخرین مصاحبه شاه با خبرنگار امریکایی لذت بردم و متاسف شدم. واقعیت مهمی را خاطر نشان کرد: چرا همه حکومت او را با دموکراسی های دنیا مقایسه میکردند و چرا کسی از اعدام ها و خفقان در حکومت اسلامی حرفی نمی زند؟!!!

    • عین طغیان در برابر امر الهی باشد! این جمله ات واقعا شاهکار بود. خوب شیرین اینجا سایت است و وبلاگ نیست من مجبورم در مقابل نوشته هام مستقیما خودم پاسخگو باشم. اگر وبلاگ بود اشاره هام مستقیم تر بود چرا اشاره کردم به زن بشار اسد. واقعا نیتم که زن بشار اسد نبود.
      در مورد تاریخ کشور های نفت خیز نمیشه واقعا حرفی زد. ضمن اینکه چندین سال پیش در روزنامه جامعه علل و نگفته های سقوط شاه و تصمیمات کشور های غربی فرانسه انگلیس و امریکا به وضوح مطرح شده بود. تصمیمات کارتر و دیگران.
      ممنون از کامنت قشنگت.

  2. کلا» شعر بود . شماها خیلی دلتان میخواهد مانند غربیها سوریه را از دست رفته حساب کنید ولی اینطور نیست همینطور که در فتنه 88 پوزه شما و دوستانتان به زمین مالیده شد در سوریه نیز چنین شود . ولله العاقبه الامور

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.