این روزها ….. نه به حجاب اجباری


مطرح شدن کمپینی به نام » نه به حجاب اجباری» پدید ه ایست که در ردیف مهمترین دلمشغولی های این روزها قرار گرفته.
به این جریان حس خوبی ندارم. با اینکه میدانم که انتخاب لباس از حقوق اولیه انسانهاست. به نظر من راه اندازی این دل مشغولی ها به همان اندازه سیاست مدارانه است که ماموریت های گشت ارشاد در ضرب شتم خانم ها وبگیر وببند ها در سیاست های کاربردی ما قرار دارد.
همه به خوبی میدانیم که ماموریت گشت ارشاد قبل از انکه کنترل حجاب خانمها باشد ایجاد رعب و حشت بین مردم وهدایت افکار عمومی ومشغله های مردم به سمت توجه به جزییات کوچک و بدون اهمییت است. همان کاری که کمپین نه به حجاب اجباری هم اینک به ان اشتغال دارد.
گم شدن «واردات دولتی خوراک دام «و عدم توزیع ان بین مرغداری ها ودامداریها درسال جاری و عرضه شدن ان با قیمت ازاد در بازار منجر به بحران مواد پروتینی در کشور شده.
اختلاس های ریز درشت در سازمانهای مختلف ، بانکها و این روزها حتی در سازمان سیما اینها نیز به نوبه خود ضربه های ریز ودرشت را به پیکرصنایع ایرانی وارد میکنند که غیر قابل انکار است.
در نهایت وقتی افکار عمومی باید متوجه حل مشکلات اساسی در کشور باشد،متوجه نه یا اری گفتن به مشکل کاکل خانم ها است که بیرون باشد یا نباشد !
وگرفتاری های ریز ودرشت از همین جا » کم توجهی افکار عمومی «به مسایل مهمتر کشور شروع میشود. توجه داشته باشید نوشتم کم توجهی افکار عمومی به مسایل مهم کشور نه کم توجهی مسئولان به نیاز های مردم.
مردم ایران به جای انکه مرتب مثل یک کارفرمای جدی نظارت بر کار دولت داشته باشند سالهاست که با غر زدن و نارضایتی وگل وشکایت پرداختن به جزییات وقت میگذرانند انگار این اتفاقات برای کشور های همسایه رخ میدهد ومشکل ما فقط لباس خانم هاست.
خوابیدن و از کار افتاد کار خانه ها و صنایع در کشور به سود چه کسی است؟ مصرف که قطع نمیشود. به شکل منطقی واردات بیشتر میشود. و بازار برای بیگانگان رونق میگیرد.
نفت و سرمایه کشور را میگیرند و به جایش کالای های کم کیفیت ضروری در اختیار ما قرار میدهند. در کشور خودشان کار افرینی میکنند و جوانان ما مدرک به دست دنبال کار میگردند.
ازمردم خودشان نیرو های متخصص و کار امد میسازند و به تجربه افراد تکیه میکنند. بچه های ما را دنبال کسب مدارک تحصیلی میفرستند. که در نهایت کار ایی و درامد زایی ندارد از انطرف همه میدانند که یک فارغ التحصیل ایرانی از اموخته های تاریخ گذشته اش در دانشگاه هیچ استفاده کار بردی نمی تواند بکند.
درصد بالای زنان فارغ التحصیل از دانشگاه با هزینه ای که دولت برای تحصیل انها کرده در خانه نشسته و بزرگترین مشکلشان خاک روی وسایل خانه ،برخورد گشت ارشاد و دو دوتا چهار تا کردن های بی پایان برای گذران زندگیست.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”این روزها ….. نه به حجاب اجباری

  1. نابسامانی هایی از این قبیل همیشه مرا به یاد درسهای بی فایده علوم اجتماعی راهنمایی و دبیرستان می اندازند که به «تحلیل» (!) دلایل انقلاب اسلامی می پرداختند و در واقع نوعی شمارش مزیت های حکومت فعلی با سابق بودند.
    آنچه که از فرمایشات کتابها یادم است:
    – رواج شهرنشینی و عدم یاری به کشاورزان و دامپروران روستا نشین که تولید کنندگان مهم کشور هستند.
    – رواج بی بند و باری و اعتیاد
    – وابسته سازی کشور به بیگانگان و شرق و غرب
    – رواج فرهنگ مصرف گرایی و اسراف از طریق تبلیغات متعدد تلویزیونی
    – مدرک گرایی و عدم ارزش مهارت های شغلی
    …..
    خودتان قضاوت کنید!!

    فکر میکنم در مورد این آشوب های نهی از منکری و اهدافشان شما تمام و کمال توضیح دادید. راستی هنوز رویشان میشود این مزخرفات را در مدارس تدریس کنند یا میشود لااقل به اندکی شرم در نهادشان دل خوش کرد؟!!

  2. راستی در مورد اون گروه هم باهات موافقم. منهم نمیدونم چرا همش احساس میکنم ازش بوی سوخنگی میاد!! حالا شاید هم اینطور نباشه اما اولین بار هم نیست …
    یاد مهشید حقیقی (زنانه ها) افتادم که همیشه یکی از تلخ ترین خاطراتش را همکاری با بعضی رادیو ها و گروه های فمینیستی میداند که در آخر اهدافشان همه زیر و رو از آب در می آیند.
    تا نفهمم فکر اصلی و برنامه ریز اصلی این گروه ها کیست اعتماد نمیکنم. فکر کنم نسل ما به اندازه کافی از حماقت دیگران ضربه خورده. بهتره خودمون قبل از زنده باد مرده باد کردن سلول های خاکستری را بکار بگیریم! (آیکون چشمک!)

    • تازه من اصلا اون قسمتش یادم نبود. که اخر همکاری با این دوستان چیه . فقط حسم خوب نبود . این طرف را دیدم که چقدر ما به این حجاب داریم بها میدیم. و برای این حجاب چقدر بها میگردازیم ولمون کنین بابا. به خدا

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.