روز مره نگاری های نقشی


از در که میرسم کولر را روشن میکنم . خرید ها را توی یخچال میگذارم . وسیب زمینی استانبولی را با هویج میگذارم بپزه.
مه جبین را روشن میکنم ماشین رخشویی را خاموش میکنم.و لباسها را پهن میکنم. توی یخچال دنبال یک چیز خنک میگردم.
سیگارم را روشن میکنم. لیوان شربت خنکم را کنار دستم میگذارم و میشنیم  به ور رفتن با مه جبین.
بین هشت تا نه سبزیجات را خرد میکنم . فلفل کاهو هویج خیار گوجه فرنگی . سیب زمینی و هویج را داغ داغ پوست میکنم. خرد میکنم . بالزامیک روغن ریتون اضافه میکنم. تا بخ خوردشان بره.
میرم دوش میگیرم . سریالی که دوست دارم ساواش ساعت 9 شروع میشه.
دوست دارم غذام رابا سریال بخورم.
هر دفعه باید به پطرس توضیح بدم چرا این سریال را دوست دارم ببینم. اصلا برای دیدن این سریال میام خونه که نخوام توضیح بدم .نمیدانم چرا این سریال مزخرفه ولی اگر 100 بار سریال فرندز را بگذاره غش غش میخنده وخیلی عالیه. بی برو برگرد من که تازه سریال فرندز را ندیدم!!! 6 بار دیدمش!
امروز روز کلاس نقاشیم عوض شده بود. البته نتوانستم کلاس را توی خانه خودم برگزار کنم و میرم خانه هنر جو ها.
ساعت دو بعد از کلاس نقاشی رفتم کارگاه زرگری و مشغول ساختن یک دستبند هستم که توی یکی از نقاشی های رافائل یک خانمی دستشه.

یک دستبند با سنگهای رنگی هم باید طراحی کنم. که فعلا حالش نیست. هوا گرمه کار پیش نمیره.
وبعد یک روز اینجوری هیچی به اندازه سریال و سالاد  و بوی روغن زیتون و بالزامیک  با طعم خیار زیر دندان ادم ؛طعم گوجه فرنگی طعم کاهو و طعم هویج وسیب زمینی استامبولی که خیلی دوست دارم.و اینتر نت به ادم نمیچسبه.
امروز قسمت خنده دار داستان این بود که جناب دکتر باز یاد من کرد یک اس ام اس انچنانی برام سند کرد. وطبق معمول جواب ندادم. نمیدانم این مرد ها خسته نمیشن. شد ه نزدیک 6 سال تلاش . اگر دستش بهم رسیده بود الان براش یک ساحره عجوزه بودم.:))
****
دامنه نا ارامی های بیداری اسلامی به ریاض هم رسیده . ال سعود هم مثل بقیه دست به تفنگش خوبه. من هم کلی زیر پوستی خوشحال شدم . یک کم هم عرب های سعودی تنشون بلرزه.

Advertisements