قوانین بچه داری!!


در یک کلام بچه داری یادم رفته بود. یادم رفته بود باید جلو دهنم را بگیرم.
ته تغاری مشکل سو هاضمه داشت رفتیم دارو خانه براش شیر منیزی گرفتم. رودلش رفع شه. که نخورد.
از صبح هم ناز کرد.
بعد ناهار که مال ما میشه ساعت هفت شب ! که هزار بار التماس کردم یه قاشق بخوره بلکه بختش واشه یبوستش رفع شه و اخلاقش سر جاش بیاد . فایده نداشت که نداشت. نخورد.
دهنم را نتونستم نگهدارم. به پطرس گفتم من دارم میرم بیرون این را به زور بده بخوره.
مانتو مو پوشیدم. دوراتاق دنباش کرد. بعد جلودر خفتش کرد. در شربت را باز کرد. رفتم دخالت کنم. مواظب کمر وگردنش باشه. رفتم جلو.
شیشه شیر منیزی را جناب مهندس پطرس خان ریختند روی فرش و روسری من و مانتو من و موهای ته تعاری که سشوار کشیده بود. والبته لباس ته تغاری.

بعد پر رو پر رو میگه نمیدونستم در شیشه را باز کردم. !
دستمال اورده فرش را تمیز کنه. منم مانتو و روسری را انداختم بشورم. مانتو نو بود. هنوز شسته نشده بود. عصر امروز با مسهل دوش گرفتیم. تا بچه داری یادم بیاد. دهنم را بیخودی باز نکنم.
یعنی این دهه شصتی ها بزرگ شدن تو کارشون نیست.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”قوانین بچه داری!!

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.