وقتهایی برای نبودن.


وقت هایی هست.

که تعجب میکنم از این دنیای وانفسا که این همه جدیش میگیریم.

وقت هایی هست که

وقت هایی هست که باید عضلات را شل کرد.

دنیا را ول کرد.

روی اب خوابید. و به هیچ چیز فکر نکرد.

وقتهایی هست که به مرحله این میرسی که درک میکنی باید رها کنی.

که این همه دنیا جدی نیست.

که فرقی ندارد …

که فرقی ندارد…

که زیاد فرقی ندارد بهترین باشی و بهترین ها را داشته باشی و یا بد ترین باشی و هیچ ندا شته باشی.

وقتهایی هست که خسته می شوی از نقش ادم خوبه را بازی کردن.

.فرقی هم نمی کند چگونه ادمی باشی

میگذاری

پرخاشگر باشی

عصبی باشی

بد خلق باشی

بد خواه باشی

نیش داشته باشی در حد عقرب!!

زبر خشن .

بد باش . واز بد بودنت شرمند نباش . همه در ها را باز بگذار تا همه ببینند وبفهمند که تو چقدر بدی و…

.انگاه انتخاب کنند دوستت داشته باشند یا دوستدارت نباشند.

وقتهای هست که میفهمی اراده تو جهان را تغییر نمی دهد. شعور جمعی تغییر را ایجاد میکند.

وقت هایی هست که توبه نصتوح لازم است برای باران.

ونصتوحی اصلا وجود ندارد. وباید تن بسپاری بر بی بارانی وخشکسالی.

گاهی اصلا نباش. ببین دنیا بی تو هم هست. وادامه میدهد.

******

در راستای اینکه مدتی است دوباره شده ام خر ادم کن محله!!

*****

مبعث مبارک

Advertisements