دیدار دوست وبلاگی .


نشسته بودم خیابان شریعتی جلو در مترو و به کوه زل زده بودم.
هوا بوی شیرینی میداد. گرد و غبار سفید فرو نشسته بود و اسمان شفاف بود.
به کوه خیره شده بودم ونیم نگاهی هم به در ایستگاه داشتم. یکی از دوستان وبلاگی را قرار بود ببینم. وخدا خدا میکردم که با حجاب برتر نباشه. خدا کنه زیاد اهل سوال نباشه.

من خودم اهل سوال نیستم. خوشحال شدم زیاد هم ازم سوال نشد. نسبتا متعادل بود.
با توجه به اینکه روانشناس ها زیاد سوال میکنند. یعنی به سکوت که میرسد یک سوال مطرح میکنند. به شیرینی بوی شیرین فضا
قهوه خوردیم گپ زدیم و پیاده روی کردیم. چهارشنبه خوبی بود.
زیاد از تنهایی میترسید شاید امده بود ببیند یک ادم تنها چه گونه است. شاید هم نه.
جوری نیست یکی مثل بقیه ادم ها.
به نظر من ترس از تنهایی بد تر از خود تنهایی است.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”دیدار دوست وبلاگی .

  1. از فوتبال بنویس طرفدار کدوم تیمی و از این حرفها . چه خبر از ساندیسی میدونی کجاست ؟

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.