لذت دروغ گویی


به این باور رسیده ام دروغ گویی عملی لذت بخش است. برای همین هم گفته شده دروغ گو دشمن خداست و دروغ گفتن بد است. !!
باور داشتن مردم و نداشتن پیش فرض اینکه همه دوست دارند سر کارت بگذارند و راست میگویند و صادق هستند حد اقل در مرز بوم من از بد ترین اعمال محسوب میشود.
سرزمین من سرز مین وارانه ها شده. اینکه از قبل اینجوری بوده ویا این بلا در دوره زیستن من سرش امده چون در طول تاریخ زنده نبوده ام را نمیدانم. دقیقا از کی این معیار واژگون شد ریخت زمین خدا میداند. از زمان اسلام پیش از ان بعد از ان . اسلام را از این جهت اوردم که خوانده ایم که تاریح ایران به دو فصل مهم تقسیم میشود قبل از اسلام وبعد از ان. وگرنه ممکن است که این وارونگی مفاهیم از زمان حمله اسکندر انجام شده باشد. اصالا تقصیر یونانی هاست . انها به ما یاد دادند. شاید هم از زمان حمله مغول وحکومت ترکان سلجوقی. از انها یاد گرفتیم. شاید هم از زمان اشرف افغان . این دروغگویی میراث انها نیست؟ شاید مال زمانی جلوتر است . مثلا از زمان رخنه سیاست انگلیس در بین مردم پاک نژاد اریا تبار ایرانی.
به هر حال داغ کردن امروز من داستان دارد.
اول صبح ساعت نه ونیم زنگ در خانه را زدند. برای من بد صبح نه ونیم اول صبح است. دقیقا یک جایی بودم که اسمش روش است. دستشویی .
مستراح مشغول برنامه ریزی هفتگی . اصولا من از ان دسته ادم هایی هستم که تصمیم مهمترین برنامه هاشون را روی فضولاتشون اتخاذ میکنند.

یک دسته دیگر به حساب کتابهاشون وقت عبادت وسر نماز میرسند . که انها از امرزیدگانند ونه ما که روی عن برنامه ریزی میکنیم.
به هر حال. از انجا که من صبح ها برای دستشویی رفتن لباس رسمی نمی پوشم و با لباس بی ناموسی در دستشویی کارت میزنم. نصف ونیمه رها کردم و رفتم سراغ ایفون. همسایه محترم بود. گفت که دویست و شش مال شماست گفتم کدوم دویست وشیش. گفت ابیه. گفتم بلی . گفت تشریف باورید من زدم به ماشین شما. تشریف بیارید پایین حل وفصل کنیم.
این نازنین خانم کولی تقه بهش وارد شه حتی موج روشن شدن موتور خانه همسایه باشه جیغ و داد دزد گیرش محله را بر میداره. میگم  من نفهمم برای همین. اول اینکه اگر کسی به ماشینت بزنه فرار میکنه و تا مدتها افتابی نمیشه چه برسه داوطلب شه وکوپن بیمه نامه اش را بهت تقدیم کنه. عمرا ایرانی جماعت اینقدر پپه باشه که بزنه به ماشینت داوطلب بشه خسارت بده.

ایرانی هازرنگند و رند » اون کارگر هایی شهرداری که تراول چک به صاحبش بر میگردانند و نه سر عائله دارند باور کنید ایرانی نیستند. افغانی هستند. ایرانی ها انهایی هستند که توی کوچه
خفتت میکنند و انعام میخواهند برای انجام دادن وظیفه شون که به خاطرش حقوق میگیرند. باور کنید. »
هم وطن کار درست ایرانی هرگز زیر بار خسارتی که به دیگری وارد کرده نمیره. چون تو مقصر بوده ای حتی اگر کنار خیابان پارک کرده باشی.

دوزاری من کجه. یک ان باید حضور ذهن میداشتم وتمام این برسی هارا میکردم و در پیدا کردن شلوار و پوشیدن بلوز و به تن کردن مانتو وروسری و پوشیدن کفش و دویدن در پله ها فکر میکردم همسایه سر کارم گذاشته نه اینکه فکر هزینه صافکاری و معطلی و بی ماشینی و بد قولی تعمییر کار و صافکار باشم. باید میگفتم به تخمت که زدی داداش. فدای یک تار موی رنگ کرده ات. پایین امدن لازم نداره. تو سرور مایی . اقای ماییی . ین حرفها چیه.!! زدی که زدی مهم نیست.
رفتم دم در اقا سوار ماشین شاسی بلند و مدل بالاش شده. با اهن تلپ پیاده شده که خانم شما ماشینت را 5 سانت باید بیشتر به دیوار می چسباندی که توی کوچه 24 متری من نتوانستم فرمان درست درمان بگیرم و دست ودلم برای ماشینم لرزید گفتم موهامو که رنگ کردم  موی سفید ندارم که بخواهم ازش خجالت بکشم و اول هفته ای اول صبحی دروغ نگم وحالی را که دیگران از من گرفته اند را من از تونگیرم.
خلاصه اقا از ماشین پیاده شدند و باب ارشاد کردن من و فحش و فضاحت پیچیده شده درون صدای نرم و لبخند را بارم کنند که ایشان مالک کوچه هستند و اینجا نباید پارک کرد و جای دیگر باید پارک کرد. من اعتقاد دارم سر بریدن سر بریدن است چه با پنبه و چه با گیو تین.

نتیجه عمل یکی است
عصبانی شدم . به خاطر اینکه سر کار رفته بودم . از دست خودم عصبانی شدم که اینقدر زود باورم. اکار یک جهان دیگه زندگی میکنم.

ادم پیچاندن مطلب درون لبخند وکلمات نیستم . اصل مطلب را پوسکنده بیان میکنم.
گفتم اقا شما من را مجبور کرده اید لباس بپوشم بیام پایین که این مطلب را بگید خوب ازپشت ایفون میگفتید. واقعا هول را انداختید توی دل من برای 5 سانت . تازه من چند سال است که همسایه شما هستم بار اول است اینجا پارک کرده ام. در حالی که یک نیسان چندین ماه در همین جا دوبله پارک میکرد.
گفت به نیسان هم گفتم. گفتم دیگر چنین کاری را با کسی نکنید وقت من را هم نگیرین شما که برای من جای پارک تعیین میکنید تا دو روز پیش نخاله بناییتون همین جا ولو بود. واقعا مظلوم گیر اوردین. چرا بعد چون ماشینتون مدل بالاست این حق را به خودتون میدین.
و دوتا توپ دیگه هم توی زمینش شوت کردم به هر حال من هم از این مردمم. اگر بخواهند زنگ در خانه را بزنند و من را وادار به عذر خواهی از خودشان بکنند وتوقع داشته باشند هر اراجیفی را بپذیرم نیستم ان ادم. من هم زنی هستم که توی همین مملکت زرنگ اباد مرد سالار سالها زندگی کرده ام وبه تنهایی از پس مشکلاتم بر امده ام.
اما دیگه خسته شدم اصلا ممکنه بزنه به سرم برای اینکه از پس این مرد های مرد سالار ضعیف کش وخود مرکز دنیا بین بر بیام یکی مثل خودشون را به جانشون بندازم . چرا که اگر ایشون اگر اطمینان نداشتند که با مردی طرف نمیشوند هرگز جسارت زنگ در همسایه زدن را به خودشان نمیدادند.

ممکنه بزنه به سرم وشوهر کنم. اونم یک شوهر لات و درشت اندام قلدر و بد دهن که از پس همه این ادمها بر بیاد.

از پس ادم هایی که باید یک شهر تک نفره داشته باشند وهمه به یک ترتیبی مزاحمشون هستند.

Advertisements