زرگری وباز همان داستان اقای انگشتی.


ته تغاری را بردم کارگاه زرگری به زور. دوست داشت .و میخواست امروز صبح هم بره زرگری که پشت گوش انداختم مشتاق شه.

به خصوص که مثل من نیست وبه زینت الات علاقه داره. فک کنم بزرگترین مشتریش خودش باشه. اول یک سری استفاده کنه بعد بده به مردم.

باید استخر بره. هم برای اب درمانی و هم ورزش.

و تو یک یک روز نمیشه هر دوجا رفت.

اینجوری وقت بیشتری با هم میگذرانیم. که فکر کنم هردومون نیاز داریم والبته من بیشتر.

دیروز ازش میپرسم داستان اقای انگولی تو برزیل را خواندی.

سرش را تکان میده و میگه. از بچه 9 ساله ام نگذشته. بچه 9 ساله چی داره اخه.

این داستانهای که توضیح المسایل میخوانیم زنا با محارم و این صحبت ها. والله این اقا را با نوه اش هم نباید تنها گذاشت. بدان بار ها از بچه های خودش وخواهرش و برادرش و همین استفاده ها را کرده.

فکر میکنم این رفتار ها از کجا ریشه میگیرد. وبعد فکر میکنم تو هرجامعه ای ادم بیمار زیاد است. و مشکلات روحی در جامعه ما پنهان است. در ثانی امدیم و مثلا n سال پیش وزارت امور خارجه موقع گزینش این ادم تست روانشناسی هم میگرفت و اون موقع ایشون سالم بودن.بعد به مرور این بیماری در ایشان پیدا شده. واصلا بروز کرده. چه باید کرد. ایا واجب نیست که وزرات خارجه به خاطر ابروی ایران هم که شده انجام تست های روانشناسی و ملاقات با یک روانکاو خوب را به شکل اجباری در وظیفه دیپلمات ها بگنجاند.

سیاست خارجی انقدر بی اهمیت شده که هیچ تلاشی برای بهبود وضع روابط دیپلماتیک با کشور های دیگر انجام نمیشود بعد این اقایون عقل کل که تصمیماتشان در زندگی روزمره مردم کشور به شکل غیر مستقیم دخیل است فکر کنند که باید به روانکاو مراجعه کنند که ممکن است مشکلی برای روح نازنینشان پیش امده باشد. اصلا فکرش را هم نکنید .

نه اینکه ایران انسان است باید کمی منزوی تر شود. تا بیشتر فکر کند. کمی بیشتر عمق درد را احساس کند کمی بیشتر سختی بکشد تا روحش صیقل یابد وبه درجات رفیع نمیدونم چی چی نایل شود.

نظر من این است که این مناسک برای انسان هم مفید نیست تنها عقده ها را بیشتر میکند. نظر من است.

***

پدر یکی از بچه ها ی که به اندام شخصی اش دست درازی شده به خبر نگار گفته اگر مسئولان استخر نیروی امنیتی را خبر نمیکردند من الان متهم به قتل یک دیپلمات ایرانی بودم.

Advertisements